سلام دوباره به دوستان عزیز
تصمیم گرفتم تا بحت بچهها تو این وبلاگ داغ هست، از تجربه شخصی خودم در حجامت بردن پسر چهار سال و نیمهام بگم. اتفاقی که اخیرا رخ داد یعنی کمتر از سه هفته پیش.
بهونه این پست سوال یکی از خوانندگان وبلاگ هست و به عشق پسر گلش که درست هم سن پسر من هست و به عشق همه بچههای نازنین ایرانی این پست رو مینویسم. در یکی از کامنتها به ایشون توصیه کرده بودم که فرزندش رو برای حجامت ببره و ایشون پرسیدن که چجوری راضیش کنم برای بردن. تصمیم گرفتن تجربه عینی خودم رو اینجا بنویسم.
همونطور که تو پست قبلی نوشتم یکی از حسرتهای من در مورد فرزندم این هست که چرا اینقدر دیر با طب سنتی آشنا شدم و نتونستم از بدو تولد و حتی پیش از اون با تغذیه سالم، با حجامت به موقع و با اصلاح سبک زندگی تنی سالمتر و شادابتر بهش هدیه کنم. البته از قدیم گفتن جلو ضرر رو از هرجا بگیری منفعته و من الان نزدیک به دو ساله که همه سعیم رو برای سلامتی و شادابی بیشترش میکنم. اما در مورد حجامت بردن همیشه با مشکل روبرو بودم. چون دیگه بزرگ شده بود و به راحتی نمیشد راضی به این کارش کرد. با خودم میگفتم کاش همون پنج ماهگی که اولین سن توصیه شده برای حجامت بچههاست، تو اون سنی که هنوز به اصطلاح عقلش نمیرسید و اختیارش دست خودم بود میبردمش حجامت. حالا دیگه بزرگ شده و بردنش سخته. بخصوص که بچهای هست که فضاهای جدید رو به راحتی نمیپذیره. مطمئن بودم که مشکلی با درد و خود عمل حجامت نخواهد داشت اما افراد غریبه و فضای جدید دردسر ساز بود.
اول از همه علت اصلی که باعث شد تصمیم بگیرم ببرمش حجامت رو بگم. مساله مهم اینه که حجامت برای بچه حکم هرس کردن برای درخت رو داره و باعث بهبود سرعت رشد و نمو کودک میشه. من همیشه این رو میدونستم و باور داشتم و دوست داشتم برای فرزندم این کار رو انجام بدم اما نکته ای که حس کردم حجامت برای او واجبه این هست که فرزند من بسیار گرمایی هست. در مقایسه با بچه های دیگه بسیار زیاد عرق میکنه و همیشه موهاش بعد از کمی بازی و ورجه ورجه از عرق خیسه. مساله دیگه ای که در او میدیدم این بود که بعد از دویدن و یا موقع ناراحتی و گریه و عصبانیت صورتش به طور شدید و افراطی سرخ میشد و حتی گاهی کبود میشد. با بقیه اطرافیان هم در میون گذاشتم و وقتی با بقیه بچه ها مقایسش کردیم دیدیم که واقعا میزان سرخ شدن صورتش خیلی زیاده. مثل آدم بزرگهایی که غلظت خون دارن. میدونستم به راحتی به حجامت راضی نمیشه برای همین تو خونه به همراه پسر داییش که عشق اول و آخرشه، بین کتفشون رو بادکش کردیم. بادکش یا به قول فرنگیها cupping در بین دو کتف رو حجامت خشک میگن و در صورتی که حجامت معمولی ممکن نباشه به حجامت خشک توصیه میشه. هیچ دردش نیومد و ترسش ریخت. بهش گفتم حجامت همینه. ولی مساله مهم این بود که چون ابزار بادکش کردن مدرن نداشتیم به روش سنتی بادکش کردیم. در روش سنتی با کمک پنبه آغشته به الکل و آتش زدن اون و قرار دادنش به مدت دو ثانیه در لیوان، خلا مصنوعی در لیوان ایجاد میشه که وقتی بلافاصله روی پوست قرار داده بشه، باعث کشیده شدن موضع به داخل لیوان یا همون بادکش میشه. پسر من یه مقدار از این آتیشش میترسید و میترسید که بسوزه. البته تجربه کرد که مشکلی نداره ولی باز یه کم میترسید. مساله مهم این بود که جای بادکشش خیلی تیره شد. یعنی کبود کامل. در حالی که پسر داییش تقریبا هیچ جایی رو کمرش نموند. برای آدم بزرگها وقتی جای لیوان انداختن خیلی کبود بشه میگن از گرمی زیاد بدن و همینطور از غلظت خون هست و من نگران بودم چون احتمال میدادم فرزندم غلظت خون داشته باشه. مدت چند ماه تبلیغات مفصلی در مورد حجامت بردن تو گوشش خوندم. یعنی کل پاییز و زمستون رو داشتم تو گوشش میخوندم و منتظر بهار بودم. بهش گفتم که حجامت همین لیوان انداختنه ولی خانم دکتر با آتیش این کار رو انجام نمیده بلکه یه دستگاه بدون آتیش داره. فقط با ناخنش روی جای حجامتت میکشه . با ناخن خودم روی محل بادکشش میکشیدم. خلاصه گذشت و وعده های کلان هم بهش دادم. بهش قول دادم که چند تا اسباب بازی که خیلی دوست داشت رو اگر حجامت بکنه براش بخرم. البته اهل چنین رشوه دادنهایی به بچه نیستم اما در این مورد خاص می ارزید (بگذریم که بعدش که تو اسباب بازی فروشی رفتیم با یه اسباب بازی ارزون قیمت که خودش انتخاب کرد راضی شد طفلی!). به هر حال بهار که شد فکر حجامت بردنش بودم که پسرداییش که خیلی باهاش در تماسه آبله مرغان گرفت. من یکبار شنیده بودم که وقتی بچه اولین دونه های آبله مرغان رو در میاره غروب اگر بچه رو حجامت کنید طی دو روز مریضی بالکل خوب میشه. خیلی دوست داشتم این مساله رو امتحان کنم اما شرایط خاصی داشتیم که ممکن بود روز اول بروز دونه های ابله مرغان نتونم ببرمش مطب برای همین با دکتری که خودم پیشش حجامت میرم تلفنی مشورت کردم و ایشون گفت چون بچه در معرض آبله مرغان بوده حتما بیماری رو میگیره ولی اگر الان حجامتش کنی بیماری رو سبک میگیره. من هم دیگه تعلل نکردم و با همون وعده ها که گفتم، بردمش برای حجامت. با منشی دکتر طی رفت و آمد زیاد آشنا شده بودم که سلام و علیک گرمی کردیم و این باعث شد پسرم ترسش مقدار زیادی بریزه چون منشی رو دوست من تلقی کرد. انصافا رفتار منشی، دستیار و خود خانم دکتر با بچه عالی بود. تمام مدت حجامت سرش رو گرم کرده بودن به حرف. بسیار بسیار خوب و با حوصله رفتار کردن. اول ورود یه لیوان مخصوص حجامت که برای بچه ها شکل خاصی داره و کوچولو هست، بهش هدیه دادن و اجازه دادن با لیوانی که به دستگاه مکش وصل بود و ازش صدای هوا میآمد بازی کنه. این باعث شد که ترسش کاملا بریزه چون بهش تاکید کردم که این دستگاه به جای پنبه آتیش زده کار میکنه و آتیشی در کار نیست. نشست تو بغل همسرم و همونجا براش حجامت رو انجام دادن. اول لیوان رو براش گذاشتن و بعد خانم دکتر برای تیغ زدن اومد. به دستیارش تاکید کرد یه تیغ ظریف مخصوص بچه ها رو براش آماده کنه. موقعی که میخواست تیغ بزنه بهش گفتم خانم دکتر میخواد روی جای حجامتش رو با ناخن بخارونه!
به دستیار هم تاکید کردم که بچه متوجه ظرف خونگیری نشه. کل تیغ زدن که خیلی سطحی و ساده بود چند ثانیه طول کشید که تا بچه بیاد بگه اوخ اوخ تموم شد. یعنی حتی بغض هم نکرد. در طی زمان خونگیری هم بچه مشغول حرف زدن با دستیار بود که خیلی قشنگ سرش رو گرم کرده بود و خلاصه اصلا متوجه نشد چی بهش گذشته. در عرض هفت هشت دقیقه همه چی تموم شد و برگشتیم خونه.
یکی دو روز بعد از حجامت یک بار که خیلی دویده بود به صورتش نگاه کردم. همون موقع خانم برادرم که همیشه میگفت این بچه خیلی صورتش سرخ میشه به چهره اش خیره شده بود. در یک لحظه با هم به یک نتیجه رسیدیم: دیگه صورتش مثل قبل سرخ و کبود نشده بود. در مورد آبله مرغان هم بگم که من در مورد تعداد دانههایی که در آورد تفاوت محسوسی با پسر داییش که مریضی رو ازش گرفته بود ندیدم اما روند بیماری و بهبودیش خیلی بهتر بود. یعنی پسرداییش حدودا چهار روز تب داشت که دو روزش بالای چهل درجه بود و بالکل از پا افتاد اما پسر من تقریبا تب نکرد. یعنی فقط یک روز تب حدودا سی و هشت و نیم درجه داشت که در این درجه از تب حتی میشه از تب بر هم استفاده نکرد. حالا با مشورت پزشک میخواهم که برای عید حجامت که 28 خرداد ماه هست هم دوباره یک حجامت سبک برای پسرم انجام بدم. اینکه نتیجه اون در بهبود رشدش چقدر هست رو حداقل هفت هشت ماه بعد میشه بیان کرد که اگه خدا خواست و عمری بود انشالله همینجا خواهم نوشت.
دوستان عزیز به همه شما که فرزندان در سن رشد دارید توصیه میکنم این هدیه آسمانی رو برای فرزندانتون مهیا کنید و برای کمک به رشد بهتر و سلامتی و شادابی بچه هاتون، اونها رو به حجامت ببرید. بخصوص ماه بهار و بخصوصتر روز 28 خرداد رو که روز عید حجامت یا عید حزیران هست برای این کار از دست ندید.
بعدا نوشت: در کامنتهای خصوصی و عمومی و ایمیلهایی که دریافت کردهام بسیاری از عزیزان آدرس مطبی رو که برای حجامت به اونجا میرم خواسته بودند. منزل ما در کرج هست و این آدرس ممکنه به کار بیشتر این عزیزان نیاد. اما برای اینکه کمکی به بخشی از دوستانی که ممکنه دسترسی داشته باشند کرده باشم، آدرس رو اینجا مینویسم: کرج- خیابان دکتر بهشتی- بین سه راه گوهردشت و میدان سپاه- نبش ولیعصر 6-برج جهان نما- طبقه 6- مطب دکتر توکلی. تلفن:32710952-026.
سلام به همه دوستان و خوانندگان عزیز این وبلاگ
قرار بود در این پست درباره ظروف سالم و تجربه خودم در این زمینه بنویسم اما سوال یکی از بینندگان وبلاگ باعث شد موضوع این پست و پست بعدی به بچهها اختصاص پیدا کنه و بعد از اون انشالله در مورد مساله ظروف خواهم نوشت.
امروز تصمیم گرفتم درباره زردی نوزادان و درمان اون در طب سنتی بنویسم تا مقدمهای باشه برای پست بعدی که انشالله درباره حجامت در کودکان هست.
مسالهای که اغلب پدر و مادرها با اون مواجه شدهاند، مساله زردی کودکان هست و این سوال هست که آیا میشه از اون جلوگیری و یا به شیوه ای سادهتر از شیوههای طب مدرن (قرار دادن در محفظههای مخصوص زیر لامپهای مهتابی خاصی که خیلی هم خطرناکند و عوارض جانبی دارند)، اون رو درمان کرد یا نه.
بله؛ چنین راهکاری وجود داره: حجامت در ماه ششم بارداری و تیغ زدن پشت گوش نوزاد در آغاز تولد و ظهور زردی. من کسانی رو میشناسم که در دوره بارداری در ماه ششم حجامت انجام دادهاند و بچه اونها نه تنها زردی نگرفته بلکه بسیار آروم و سرحال و بدون بیتابیهای مرسوم در نوزادان دوره نوزادی رو سپری کرده. افرادی رو هم میشناسم که با تیغ زدن پشت گوش نوزادشون زردی او رو به راحتی درمان کردهاند.
راستش دوستان یکی از حسرتهایی که من همیشه دارم این هست که چرا اینقدر دیر با طب سنتی و خواص و اثرات عجیب و باورنکردنیش آشنا شدم. وقتی میبینم که برخی از آشنایان با انجام حجامت در ماه ششم بارداری باعث میشن که نوزادشون زردی نگیره با خودم میگم که کاش ما هم این هدیه رو به فرزندمون میدادیم. من وقتی میبینم که این بچهها بیتابیهایی که بقیه کودکان تجربه میکنن و دکترها هیچ درمانی براش ندارن و فقط میگن که باید دورهاش بگذره رو تجربه نمیکنن، با خودم میگم کاش زودتر میدونستم. متاسفانه دیر متوجه شدم. فرزند من هم دچار بیخوابی و بیتابیهای هفته های اول بعد از تولد بود. فرزند من هم مثل اکثریت قریب به اتفاق بچههای دیگه زردی گرفت. از سن دوروزگی تو بیمارستان روزی یک بار و چند روز پشت سر هم سوزن تو رگهای ظریفش کردن و کلی خون ازش گرفتن تا میزان زردی خونشو آزمایش کنن. هر بار بچه از شدت گریه و درد سیاه شد و دل ما ریش ریش. اما چون گفته "دکتر" بود برای ما موجه بود که راضی باشیم این بلا سر بچه مون بیاد چون برای سلامتیش مفیده. اما اگر اون موقع به ما میگفتن با دو خراش بسیار کوچیک در پشت گوشها که از هر کدوم فقط یک قطره خون بیرون میاد، زردی بچه بطرف میشه، شاید باور نمیکردیم و این عمل رو انجام نمیدادیم.
در مورد خراش پشت گوش برای درمان زردی زیاد شنیده ایم ولی من یک مورد رو همین اخیرا با یک واسطه شنیده ام که اینجا براتون نقل میکنم. خانواده همکار همسرم برای درمان زردی فرزندشون از این روش استفاده کرده اند. ایشون برای همسرم تعریف کردن که میزان زردی خون بچهشون خیلی بالا بوده و باید بستری میشده. (مصیبتهای بستری شدن نوزاد و همراهی مادر زایمان کرده با نوزاد در بیمارستان رو فقط اونهایی که از نزدیک تجربه کردن درک میکنن). به هر حال این بنده خدا چون از ضررهای اشعه لامپهای محفظه درمان زردی بیمارستانها شنیده بوده تصمیم میگیره اول این روش سنتی رو تجربه کنه. ایشون گفتن که بچه رو میبرن پیش پزشکی که این روش رو قبول داشته و اون رو در مطب انجام میداده. پزشک پشت گوش بچه رو با تیغی بسیار ظریف خراش بسیار ریزی میده که از پشت هر گوش فقط یک قطره خون خارج میشه. نوزاد در خواب بوده و فقط با یه صدای کوچیک سرشو میگردونه و حتی از خواب بیدار هم نمیشه. (مقایسه کنید با جریان وحشتناک خونگیری از نوزادان در بیمارستان که تصورش هم قلب آدمو فشرده میکنه. انشالله که هیچ وقت از نزدیک شاهد این صحنه نباشید). به هر حال بچه با همین تیغ کوچیک در پشت گوش زردیش درمان میشه و دیگه شکر خدا نیازی به بستری پیدا نمیکنه. به همین راحتی.
دوستان عزیزی که اینجا رو میخونید میدونم که این راهکار چون با بچه های کوچیک در ارتباطه ممکنه انجامش برای خیلی ها جای تردید و شک باشه و به عبارتی جرات نکنن تجربه اش بکنن. این راهکار برای افرادی مفیده که قلبا به توانمندی طب سنتی در درمان سادهتر، ارزانتر و بیخطرتر بیماریها اعتقاد دارند. شما رو نمیدونم ولی من اگر الان نوزادی داشتم و زردی میگرفت حتما اول از همه و پیش از بستری در بیمارستان و زیر اشعه، این راهکار رو امتحان میکردم. چون نه تنها به توانایی و کارایی طب سنتی ایمان قلبی دارم، بلکه همچنین رنج و عذابی که نوزادان (و از جمله فرزند خودم) در بیمارستان در درمان زردی میکشن رو از نزدیک شاهد بودهام.
موفق و سلامت باشید.
سلام دوستان عزیز. مدتی بود که می خواستم درباره مشکل آزار دهنده نفخ دستگاه گوارش مطلبی بنویسم و بالاخره امروز فرصتش پیش اومد.
به نظر من مشکل نفخ معده خیلی ربطی به مزاج نداره. با اینکه این مشکل بیشتر برای طبعهای سرد هست که قدرت هضم غذا در اونها پایینتره، من این مشکل رو در همه طبعها دیده ام. علتش هم اینه که در بسیاری از موارد افراد طبع گرمی دارند ولی معده اونها سرد هست. کار برای این افراد خیلی سخته چون بدنشون نیاز به مواد غذایی خنک داره اما معده اونها نمیتونه این مواد رو خوب تحمل و هضم کنه و مشکلات گوارشی و از جمله نفخ براشون پیش میاد. افراد با طبع گرم معمولا از سنین پایین به خاطر گرمای زیاد مزاجشون، در خوردن سردیها افراط میکنن و این باعث میشه که معده اونها سرد بشه. تجربه من در مورد این افراد نشون داده که تنها راهکار اینها خوردن سردی و گرمی در کنار هم هست تا بتدریج طبع معده اونها به تعادل برسه. در این زمینه به فرمان بدن باید گوش داد و تا فرد میبینه که غذایی اذیتش میکنه باید تا مدتی ازش پرهیز کنه. به هر حال اینها مقدماتی بود برای رسیدن به اصل مطلب که همون مساله نفخ دستگاه گوارش هست.
تا جایی که من تجربه کردم و در افراد مختلف با شکایت از نفخ دیدهام، چهار عادت رایج غلط غذایی هست که باعث نفخ کردن میشه.
1-خوردن غذای خام با پخته. دوستان عزیز شاید به قدری این مساله برای شما عادی باشه که باورتون نشه یکی از ریشه های اصلی مشکلات گوارشی خوردن غذای خام با پخته است. مثل چی؟ مثلا خوردن سالاد با غذا. یا خوردن میوه به فاصله کمتر از حداقل دو ساعت بعد از غذا. این دو عادت فکر میکنم بین تمام ایرانیها رایجه بخصوص در مهمانیها. زمان هضم غذای خام و پخته با هم متفاوته و برای همین، خوردن خوراکیهای خام و پخته باهم، باعث نفخ و سوء هاضمه میشه. من این رو از آقای دکتر روازاده شنیدم و خودم امتحان کردم و بهم ثابت شد. البته ایشان خوردن پیاز تازه و جوان و سبزی خوردن جوان و تازه رو استثناء کرده اند که من بر اساس تجربیات خودم فقط پیاز رو تایید میکنم و سبزی خوردن رو نه. اگر شما از مشکلات گوارشی بخصوص نفخ رنج میبرید به شما توصیه میکنم شما هم امتحان کنید و مدتی این عادت اشتباه رو اگر بهش مبتلا هستید، کنار بگذارید و بعد حال و روز خودتون رو بسنجید. فکر میکنم تا حد زیادی بهتر خواهید شد انشاله.
2-خوردن زیاد چای بخصوص بعد از غذا. عادت رایج بعدی که بشدت بر نفخ کردن تاثیر داره، خوردن چای بخصوص به میزان زیاد و بویژه بعد از غذاست. احتمالا شما هم تایید میکنید که تو کشور ما، عادت چای خوردن بلافاصله بعد از غذا بسیار بسیار رایجه و کمتر خانوادهای پیدا میشه که این عادت رو نداشته باشه. عده ای حتی این باور بسیار غلط رو دارند که چایی خوردن به هضم غذا کمک میکنه! این باور کاملا اشتباهه و برعکس، خوردن چای باعث نفخ کردن میشه. اگر باور ندارید، امتحانش مجانیه. مدتی خودتون امتحان کنید و نتیجه اون رو ببینید.
3- خوابیدن با معده پر. عادت اشتباه بعدی که اون هم متاسفانه بین ما خیلی رواج داره، خوابیدن با معده پر هست؛ یعنی خوابیدن در وقتی که هنوز معده از غذا تخلیه نشده و غذا به روده وارد نشده. متاسفانه امروزه خوردن نهار بین ما بسیار دیر موقع هست و به همین دلیل، شاممون رو هم خیلی دیر میخوریم و وقتی به رختخواب میریم که هنوز معده ما پر از غذاست. این عادت غلط بشدت باعث سوء هاضمه میشه. من اولین بار بعد از شنیده یک سخنرانی از آقای روازاده توجهم به این نکته جلب شد. تو اون سخنرانی گفته شده بود که تو ماه رمضان مواظب باشید که بلافاصله بعد از سحری خوردن نخوابید چون موقع خواب معده انسان هم به نوعی به خواب میره و غذا توش میمونه و به اصطلاح نیمه گندیده میشه و این غذا نه درست و حسابی هضم میشه و نه انرژی برای بدن تامین میکنه. من تو اولین ماه رمضان این مساله رو چندین روز مختلف امتحان کردم و دیدم این حرف کاملا درسته. چیزیه که ما همیشه باهاش مواجهیم ولی نمیدونیم بسیاری از مشکلات گوارشی و سردردهای ناشی از اون که داریم دقیقا بخاطر رعایت این نکات ریز هست. من تو اون ماه رمضان به شخصه امتحان کردم و دیدم که بله؛ وقتی با معده پر میخوابیم، موقعی که بیدار میشیم دهانمان بشدت تلخ هست، احساس ترش کردن در معده داریم و خلاصه اوضاع دستگاه گوارشمون بیریخته. درست برعکس زمانی که با معده خالی شده از مواد غذایی میخوابیم. خودتون این رو امتحان کنید و صحت اون رو ببینید.
4- خوردن آب کلردار. عادت چهارم که در واقع عادت نیست بلکه کاری از روی ناچاری میشه بهش گفت، خوردن آب کلردار لوله کشی هست. قبلا اینجا در این زمینه مطلبی نوشته ام. خواهش من از همه این هست که این موضوع رو جدی بگیرن و اگر علاقمند به سلامتی خود هستند، سعی کنند که آب مصرفیشون رو تا حد ممکن سالم کنند.
در این زمینه سوالاتی از بعضی دوستان چه در کامنتهای عمومی و چه کامنتهای خصوص و ایمیل به دستم رسیده که بخصوص پرسیده بودن از کجا میتونیم مطمئن بشیم که کتری ای که برای جوشاندن آب تهیه میکنیم، واقعا برنجی هست. جواب این سوال و کلا بحث درباره ظروف سالم برای تغذیه، چون خیلی مهم هست، انشالله در پست بعدی به طور جداگانه مطرح خواهد شد. حتما تشریف بیارید و اون رو مطالعه کنید. خیلی خیلی مهمه.
خوب اگه میخواهید از مشکل نفخ معده رهایی پیدا کنید بد نیست این چند موضوعی که گفتم رو امتحان کنید. البته مسلم هست که بعضی از غذاها به اصطلاح نفاخ هستند و به طور طبیعی نفخ بیشتری تولید میکنند. مثلا پیاز داغ یا نخود و لوبیا. من خودم برای اینکه نفخ نخود و انواع لوبیا رو بگیرم قبل از اینکه اونها رو در غذا بریزم حدود ده دقیقه میجوشونم و آبش رو دور میریزم و بعد در غذا میریزم. خیلی به رفع نفخ کمک میکنه.
نمیخواستم زیاد پرحرفی کنم اما دوباره سرتون رو درد آوردم. آرزو میکنم این مطالب برای شما که به اینجا قدم گذاشته اید مفید باشه و در مسیر سلامتیتون کمکی کنه.
سلام میکنم به همه دوستان و بازدیدکنندگان محترم وبلاگ
دوست عزیزی این سوال رو در یک کامنت خصوصی که قابل نمایش برای عموم نبود پرسیده بودن که:
"یه سوالم داشتم برا درمان گلو درد چیا خوبه؟؟
البته بجز 4 تخم که مصرف کردم .چیز دیگه ای هم هست؟؟"
من فکر کردم جواب این سوال رو با توجه به تجربه شخصی خودم اینجا عمومی بنویسم تا برای افراد بیشتری مفید و قابل استفاده باشه.
و اما جواب من به این سوال:
برای درمان گلودرد من همونطور که قبلا گفتم استفاده از آنتی بیوتیک طبیعی گیاه پونه بصورت بخور یا دم کرده گیاه پونه رو پیشنهاد میکنم. اما با توجه به اینکه در سوال به چهار تخم اشاره شده من فکر میکنم منظور این دوستمون درمان ترشحات حلق و سرفه ناشی از اون بوده که چهار تخم یکی از انواع داروهای گیاهی مفید برای سرفه هست. اگر منظور درمان سرفه های گلو بوده باشه من یک پیشنهاد عالی براتون دارم که تا به حال به هرکس پیشنهاد کردم بدون استثناء راضی بوده و برای فرزند خودم هم چند بار استفاده کردم، با یک بار مصرف اثر بهبود در سرفه های کهنه شده که هیچ جوری برطرف نشده و یا بهبود در گرفتگی گلو رو ایجاد میکنه و در صورت تداوم استفاده سریع مشکل برطرف میشه. راه حل پیشنهادی من استفاده از جوشانده یا دم کرده میوه گیاه نسترن همراه با گل ختمی است. در شکلهای زیر تصاویر این دو گل زیبا رو میبینید.


این دو گل زیبا انواع مختلفی دارند. مثلا گل ختمی در انواع سفید، قرمز، صورتی، بنفش و زرد وجود داره که البته من شنیده ام خواص دارویی گل ختمی زرد رنگ از همه بیشتره و در عطاری ها هم بیشتر خشک شده گل ختمی زرد رنگ رو میفروشند. گل ختمی به همین صورتی که تو عکس دیده میشه، چیده شده و خشک میشه اما در مورد گیاه نسترن ماجرا جور دیگه ای هست. گلبرگهای این گیاه در اواخر بهار میریزه و میوه این گیاه تا اوایل پاییز میرسه و حدودا اول آبان وقت چیدنشه. عکس زیر تصویر میوه گل نسترن هست که تازه چیده شده:

این میوه چیده شده رو خشک میکنن تا تقریبا به صورت زیر در بیاد.

متاسفانه فعلا امکان اینکه خودم عکس بگیرم و در نت بذارم ندارم وگرنه عکس میوه نسترنی که خودم خشک کرده ام رو اینجا براتون میگذاشتم که خوشرنگتر از تصویر بالاست.
طرز تهیه: چند عدد میوه گیاه نسترن رو به همراه یک تا دو مشت خشک شده گل ختمی در قوری بریزید و بصورت دم کرده و یا جوشانده، عصاره آن را استخراج و استفاده کنید. فقط یادتون باشه که فرایند جوشیدن یا دم کردن با شعله بسیار بسیار کم باشه و حداقل یک ساعت طول بکشه. حالا جوشانده رو صاف کنید و میل نمایید و فقط با یک بار مصرف ببینید که تا چه حد سرفه شما بهتر میشه.
من برای پسر کوچکم به این معجون آبلیمو و کمی شکر اضافه میکنم که بتونه بخوره چون خوتون میدونید که بچه ها راحت هر چیزی رو نمیخورن و من مجبورم در فرایند تهیه اون دخالت کنم.
امیدوارم اگر شما هم خدای نکرده مشکل گرفتگی گلو و یا سرفه دارید، سری به عطاری محل بزنید و این دو گیاه مفید رو تهیه کنید و از خواص معجزه آساشون بهره مند بشید.
مشتاقانه منتظر نظرات و تجربیات شما در این مورد و در مورد سایر مطالب وبلاگ هستم. موفق و سربلند باید.
سلام به دوستان و مهمانان این خونه مجازی.
یکی از بازدیدکنندگان عزیز این وبلاگ به نام آقا یا خانم صفری در کامنتی، تجربه خودشون از حجامت رو درج کردن که برای من بسیار جالب، امیدوار کننده و شادی بخش بود و فکر کردم اگر در پستی جداگانه اون رو درج کنم افراد بیشتری اون رو خواهند دید و بیشتر به کار خواهد اومد. پس با اجازه از این دوست بسیار عزیز و ضمن تبریک به ایشون برای انتخاب راه سالم زیستن، کامنت ایشون رو اینجا درج میکنم:
"من قبل از اینکه حجامت کنم خستگی و ضعف همیشگی داشتم طوری که حتی برای انجام کارای عادی روزمره هم به زحمت می افتادم اگه یه کم پیاده روی می کردم دیگه اون روز از پا می افتادم ولی بعد از حجامت این مشکلاتم از بین رفت و الان خیلی پر انرژی هستم و هر سال دارم حجامت می کنم. همچنین هر موقع آزمایش خون داشتم همین که سر سرنگ داخل رگم می شد قندم می افتادم و خیلی حالم بد می شد طوری که همون جا توی آزمایشگاه باید یه جایی دراز می کشیدم و یه چیز شیرین می خوردم تا بتونم از جام بلند شم ولی بعد از حجامت این مشکل بزرگم هم از بین رفت. تو حجامت اول خونم تو لیوان دوم و سوم کاملاً لخته بود ولی بعد از دو سه بار حجامت الان خونم عادی شده و دیگه لخته بیرون نمیاد."
دوستان عزیز بسیار خوشحال خواهم شد اگر شما هم به این حرکت در مسیر سلامتی بپیوندید و اگر تجربه ای در راه اصلاح سبک زندگیتون به سبک سالم داشته اید اون رو اینجا به اشتراک بگذارید تا بقیه هم استفاده کنن. منتظر نظرات مفید و ارزشمندتون هستم
تجربه من از حجامت: رفع عرق شدید پا و بوی بد آن.
سلام به همه دوستان و مهمانان عزیز
مطلبی که امروز میخوام بنویسم خودم دو سه روزه که میدونم. یعنی تجربه یکی از نزدیکانم هست که همین چند روزه اتفاق افتاده و برام جالب بود. فکر کردم تا مطلب داغ و تنوریه بیام اینجا برای شما هم بنویسم. شاید به درد تعدادی از عزیزان و خواهران و برادران عزیزم بخوره.
یک آقایی از اقوام ما از غلظت خون شدیدی رنج میبره. یعنی دکترا از خیلی وقت پیش بهش گفته بودن غلظت خون داره و باید دارو مصرف کنه. ما مدام تشویقش میکردیم که برای درمان غلظت خون بره حجامت انجام بده. این بنده خدا نه حجامت رو قبول داشت و نه اینکه راستش ترس اجازه میداد که این کار رو انجام بده. به هر حال اونقدر اطرافیان این بنده خدا رو تشویق و ترغیب کردن که بالاخره تصمیم گرفت چند روز قبل بره حجامت انجام بده و این کار رو انجام داد. ظاهرا خونی که از محل حجامتش بیرون اومده، بسیار تیره و آلوده بوده. نکتهای که باعث شد این پست رو بنویسم این مساله بود که بعد از انجام حجامت بطور غیر مترقبه یکی از مشکلات بسیار قدمی که سالهاست این بنده خدا دچارش بوده برطرف میشه. بله، مشکل عرق بسیار شدید پا و بوی بسیار آزار دهنده آن. یعنی این بنده خدا طی سالها کاری نبوده که برای رفع این مشکل انجام نداده باشه. اینطور که شنیدم خانم این بنده خدا طی سالهای زندگی مشترکشون که بیش از بیست سال از اون میگذره هر دوا درمونی هرجا شنیده برای رفع این مشکل انجام داده اما افاقه نکرده. پای این بنده خدا در کفش طوری عرق میکرده که پوستش به اصطلاح پیر میشده. مثل وقتی که زمان طولانی در حمام یا استخر میمونیم. خلاصه از فردای بعد از حجامت این بنده خدا با تعجب فراوان میبینه که عجب! دیگه پاش بو نمیده. یعنی اصلا اون عرق شدید پاش از بین رفته و بوی بد و آزار دهنده اون هم همراهش برطرفش شده. آیا شما که اینجا رو میخونید، خود یا اطرافیانتون هیچ وقت با این مشکل مواجه بودهاید؟ بله؟ دوست دارید حجامت رو برای رفع این مشکل امتحان کنید؟ پس فرصت رو از دست ندید چون این روزهای زیبای بهاری بهترین فرصت هست برای انجام حجامت. همین.
سلام به همه دوستان و مهمانان عزیز
چند وقت قبل یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ سوالی پرسیده بود درباره اینکه از بین حجامت و طب سوزنی کدامیک برای درمان وسواس بهتر هستند؟
درباره طب سوزنی من اطلاعاتی کلی دارم. خیلیها درباره صحت و وجود داشتن چیزی به اسم طب سوزنی حرف دارند. تا جایی که من اطلاع دارم، طب سوزنی واقعا وجود داره و در کشورهایی مثل چین کسانی هستند که به طور جدی از این روش درمانی برای درمان بیماریها استفاده میکنند. در ایران من تا به حال خیلیها رو دیده ام که در کنار سایر روشهای درمانی نیم نگاهی هم به طب سوزنی داشته اند مثلا برای درمان چاقی افراد زیادی رو دیده ام که به طب سوزنی روی میارند اما تا به حال ندیده ام که کسی از این روش نتیجه جدی و قابل توجه دیده باشه. تاکید میکنم که نمیگم نیست بلکه من تا به حل ندیده ام. طب سوزنی فنی بسیار دقیق هست که با جنبه های ماورایی همراهه و هر کسی نمیتونه ادعا کنه که میتونه با وارد کردن چند سوزن در بدن، افراد رو درمان کنه. نقاطی که محل مناسب برای انجام طب سوزنی در بدن هستند خیلی خاصند و شناخت اونها تبحر خاصی میخواد که در اختیار عموم نیست. به هر حال چون من در این وبلاگ فقط از تجربیاتی که از نزدیک شاهدش بودم مینویسم بیشتر از این چیزی در باب طب سوزنی نمیگم.
در مورد حجامت حرفهای من خیلی زیاد هست که قبل از این گفته ام و بعد از این هم انشاءالله خواهم گفت. قبلا در اینجاو اینجاو اینجا از حجامت گفته ام که توصیه میکنم اونها رو بخونید. اما در مورد حجامت برای افرادی که غلبه سودا دارند و از جمه وسواسیها، من بطور جدی حجامت رو به اونها توصیه میکنم. قبلا هم گفته ام که کسانی که دچار سودا هستند، موقع حجامت خونی که از بدن اونها بیرون میاد به حالت لخته هست. ممکنه در همون بار اول لیوان انداختن خون لخته بیرون بیاد و ممکنه خون لیوانهای دوم یا سوم لخته باشه. این صحنه خیلی عجیبه. یعنی شما میبینید که یک دقیقه از یک محل داره خون معمولی میاد بیرون و چند ثانیه بعد از همونجا خون لخته بیرون میاد. من این رو بارها در مورد افراد مختلف به چشم دیده ام. این در واقع همون سوداست که داره با خون شما دفع میشه و بیرون میاد. حجامت کردن سودا و غلظت خون رو کاهش میده. البته نه اینکه به طور افراطی حجامت کنید، نه. حجامت در بهار برای افراد پر خون و دومی و صفراییها میتونه هر یک ماه یک بار باشه و در کل حجامت بیشتر فصلی هست، یعنی یک یار در هر فصل یا دو بار در سال در بهار و پاییز یا حداقل یک بار در سال در بهار. حجامت هم باعث درمان بیماریهاست و هم پیشگیری کننده از بیماریها بخصوص حملات قلبی و سکته مغزی و بیماریهای قلبی عروقی و.... . یه حدیثی از پیامبر دیدم که فرموده: سم از هر جا وارد بدن شود از محل حجامت بیرون می آید و از محل حجامت جز سم بیرون نمی آید. پس دوستان بشتابید برای سم زدایی از بدنتون.
منتظر نظراتتون درباره حجامت و شنیدن تجربیاتتون هستم.
اگر اولین باریه که اینجا میاید امیدوارم بازم تشریف بیارید تا در مسیر سلامتی با هم همقدم باشیم.
سالم و پیروز باشید.
یک نکته کوچیک و بسیار بسیار مهم که بی ارتباط به ایام نوروز نیست.
اکثر خونه های ایرانی این روزها میزبان تنگ ماهی های زیبای عید هستند.

یک سوال:
آیا ماهی های عیدتون زود میمیرند؟
آیا از آب لوله کشی برای تعویض آب اونها استفاده میکنید؟ احتمالا بله.
علت مرگ و میر ماهی های عید همین مطلب هست.
دوستان آب به اصطلاح تصفیه شده لوله کشی مناسب برای نوشیدن بنی بشر و هیچ موجود زنده دیگه ای نیست. چرا؟ خوب چون ماده سمی و بسیار خطرناک کلر داره. کلر آب هست که باعث میشه ماهیها تند تند بمیرند. این سم روی بدن انسانها هم اثر میذاره اما به مرور زمان.
دوستان اگر بتونید آب نوشیدنی خود رو از چشمه ها تهیه کنید که خیلی عالیه ولی برای اکثریت مردم این مساله امکان پذیر نیست. برای همین اگر بتونید آب چاهی که در پارکها برای آبیاری گیاهان استفاده میشه رو بجوشونید و برای خوردن استفاده کنید از این آب به اصطلاح تصفیه شده بسیار بسیار بهتره. البته برای خیلیها مثل خود ما این مساله هم امکان پذیر نیست. پس ما راه سومی رو انتخاب کرده ایم که شاید از همه راه کارها راحت تر باشه.
ما یک کتری برنجی خریده ایم. آب لوله کشی معمولی رو توی اون میجوشونیم، میگذاریم سرد بشه و بعد میریزیم در آب سرد کن یخچال و استفاده میکنیم. اینطوری حجم کلر آب به طور کامل از بین نمیره اما میزان اون بسیار بسیار کم میشه و آب هم بسیار گوارا میشه.
فقط یادتون باشه کتری استیل برای این کار مناسب نیست چون استیل حاوی عنصر سرب هست که اون هم سمی و خطرناکه. حتما کتری برنجی استفاده کنید که خود برنج حاوی عناصر مفید برای بدن هست و آب رو هم گوارا میکنه. پیشنهاد میکنم کتری برنجی استفاده کنید که توش با قلع سفید نشده و تیره هست. من هر دو نوع یعنی سفید شده و سفید نشده رو امتحان کرده ام. آب توی کتری برنجی سفید نشده(که از قدیم هم سفید کردن ظروف برنجی بر عکس مس مرسوم نبوده) بسیار گواراتره.
دوستان توصیه میکنم حتما حتما این تغییر رو تو زندگیتون بدید و سعی کنید آب شرب روزانه تون رو سالم و خالی از کلر کنید. بسیاری از مشکلات شما بخصوص مشکلات گوارشی و سفیدی و ریزش موی شما تا حد زیادی حل خواهد شد انشاءلله. بعد از مدتی مطمئنا شما هم مثل ما اصولا دیگه نمیتونید آب کلر دار رو استفاده کنید و تعجب خواهید کرد که چطوری یک عمر از آب لوله کشی کلر دار استفاده میکردید و حواستون به معده دردها و مشکلات متعددی که این نوع آب برای بدن ایجاد میکنه نبوده.
همین دیگه. خیلی سرتون رو درد آوردم. امیدوارم موفق و سلامت باشید و بر صراط مستقیم.
امام صادق علیهالسلام خطاب به «معلی بن خُنَیس» میفرماید: «نوروز روزیست که در آن پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برای حضرت علی علیهالسلام در غدیر خم پیمان گرفت و آنان که آنجا بودند به ولایت آن حضرت اقرار کردند و خوشا به حال کسی که آن را نگه داشت و بدا به حال کسی که آن را زیر پا نهاد، نوروز روزیست که در آن پیامبر (ص) حضرت علی (ع) را با وادی جنیان مواجه کرد و از آنان میثاق گرفت، نوروز روزی است که در آن علی علیه السلام در جنگ نهروان پیروز گشت، نوروز روزیست که در آن قائم ما اهل بیت ظاهر میشود و خداوند او را بر دجال پیروز میسازد. نوروز ی نیست که ما در آن منظر فرج نباشیم، چرا که آن روز از برای ماست، ایرانیان آن را نگاه داشتند اما شما آن را از بین بردید و این [نوروز ] اولین روز سال [برای] ایرانیان است، همچنین «معلی» میگوید: در صبحگاه نوروز خدمت امام صادق علیهالسلام رسیدم، امام بر من فرمودند: معلی! آیا میدانی امروز چه روزیست؟! عرض کردم: نخیر، ولی [همینقدر میدانم] روزیست که ایرانیان آن را روز بزرگی میدانند و گرامیاش داشته و در آن روز بر هم تبریک میگویند، امام فرمودند: قسم به خانه خدا که این روز برای امر بزرگی است که آن را برایت شرح میدهم تا بدانی.

گفت پیغمبر به اصحاب کبار
تن مپوشانید از باد بهار
آنچه با شاخ درختان می کند
با تن و با جان تو آن می کند

نوروز زیبا پیشاپیش مبارک