درمان طبیعی، گیاهان دارویی، تغذیه سالم، سبک زندگی سالم

سلام  دوباره به دوستان عزیز

تصمیم گرفتم تا بحت بچه‌ها تو این وبلاگ داغ هست، از تجربه شخصی خودم در حجامت بردن پسر چهار سال و نیمه‌ام بگم. اتفاقی که اخیرا رخ داد یعنی کمتر از سه هفته پیش.

بهونه این پست سوال یکی از خوانندگان وبلاگ هست و به عشق پسر گلش که درست هم سن پسر من هست و به عشق همه بچه‌های نازنین ایرانی این پست رو مینویسم. در یکی از کامنتها به ایشون توصیه کرده بودم که فرزندش رو برای حجامت ببره و ایشون پرسیدن که چجوری راضیش کنم برای بردن. تصمیم گرفتن تجربه عینی خودم رو اینجا بنویسم.

همونطور که تو پست قبلی نوشتم یکی از حسرتهای من در مورد فرزندم این هست که چرا اینقدر دیر با طب سنتی آشنا شدم و نتونستم از بدو تولد و حتی پیش از اون با تغذیه سالم، با حجامت به موقع و با اصلاح سبک زندگی تنی سالمتر و شادابتر بهش هدیه کنم. البته از قدیم گفتن جلو ضرر رو از هرجا بگیری منفعته و من الان نزدیک به دو ساله که همه سعیم رو برای سلامتی و شادابی بیشترش میکنم. اما در مورد حجامت بردن همیشه با مشکل روبرو بودم. چون دیگه بزرگ شده بود و به راحتی نمیشد راضی به این کارش کرد. با خودم میگفتم کاش همون پنج ماهگی که اولین سن توصیه شده برای حجامت بچه‌هاست، تو اون سنی که هنوز به اصطلاح عقلش نمیرسید و اختیارش دست خودم بود میبردمش حجامت. حالا دیگه بزرگ شده و بردنش سخته. بخصوص که بچه‌ای هست که فضاهای جدید رو به راحتی نمیپذیره. مطمئن بودم که مشکلی با درد و خود عمل حجامت نخواهد داشت اما افراد غریبه و فضای جدید دردسر ساز بود.

اول از همه علت اصلی که باعث شد تصمیم بگیرم ببرمش حجامت رو بگم. مساله مهم اینه که حجامت برای بچه حکم هرس کردن برای درخت رو داره و باعث بهبود سرعت رشد و نمو کودک میشه. من همیشه این رو میدونستم و باور داشتم و دوست داشتم برای فرزندم این کار رو انجام بدم اما نکته ای که حس کردم حجامت برای او واجبه این هست که فرزند من بسیار گرمایی هست. در مقایسه با بچه های دیگه بسیار زیاد عرق میکنه و همیشه موهاش بعد از کمی بازی و ورجه ورجه از عرق خیسه. مساله دیگه ای که در او میدیدم این بود که بعد از دویدن و یا موقع ناراحتی و گریه و عصبانیت صورتش به طور شدید و افراطی سرخ میشد و حتی گاهی کبود میشد. با بقیه اطرافیان هم در میون گذاشتم و وقتی با بقیه بچه ها مقایسش کردیم دیدیم که واقعا میزان سرخ شدن صورتش خیلی زیاده. مثل آدم بزرگهایی که غلظت خون دارن. میدونستم به راحتی به حجامت راضی نمیشه برای همین تو خونه به همراه پسر داییش که عشق اول و آخرشه، بین کتفشون رو بادکش کردیم. بادکش یا به قول فرنگیها cupping در بین دو کتف رو حجامت خشک میگن و در صورتی که حجامت معمولی ممکن نباشه به حجامت خشک توصیه میشه. هیچ دردش نیومد و ترسش ریخت. بهش گفتم حجامت همینه. ولی مساله مهم این بود که چون ابزار بادکش کردن مدرن نداشتیم به روش سنتی بادکش کردیم. در روش سنتی با کمک پنبه آغشته به الکل و آتش زدن اون و قرار دادنش به مدت دو ثانیه در لیوان، خلا مصنوعی در لیوان ایجاد میشه که وقتی بلافاصله روی پوست قرار داده بشه، باعث کشیده شدن موضع به داخل لیوان یا همون بادکش میشه. پسر من یه مقدار از این آتیشش میترسید و میترسید که بسوزه. البته تجربه کرد که مشکلی نداره ولی باز یه کم میترسید. مساله مهم این بود که جای بادکشش خیلی تیره شد. یعنی کبود کامل. در حالی که پسر داییش تقریبا هیچ جایی رو کمرش نموند. برای آدم بزرگها وقتی جای لیوان انداختن خیلی کبود بشه میگن از گرمی زیاد بدن و همینطور از غلظت خون هست و من نگران بودم چون احتمال میدادم فرزندم غلظت خون داشته باشه. مدت چند ماه تبلیغات مفصلی در مورد حجامت بردن تو گوشش خوندم. یعنی کل پاییز و زمستون رو داشتم تو گوشش میخوندم و منتظر بهار بودم. بهش گفتم که حجامت همین لیوان انداختنه ولی خانم دکتر با آتیش این کار رو انجام نمیده بلکه یه دستگاه بدون آتیش داره. فقط با ناخنش روی جای حجامتت میکشه . با ناخن خودم روی محل بادکشش میکشیدم. خلاصه گذشت و وعده های کلان هم بهش دادم. بهش قول دادم که چند تا اسباب بازی که خیلی دوست داشت رو اگر حجامت بکنه براش بخرم. البته اهل چنین رشوه دادنهایی به بچه نیستم اما در این مورد خاص می ارزید (بگذریم که بعدش که تو اسباب بازی فروشی رفتیم با یه اسباب بازی ارزون قیمت که خودش انتخاب کرد راضی شد طفلی!). به هر حال بهار که شد فکر حجامت بردنش بودم که پسرداییش که خیلی باهاش در تماسه آبله مرغان گرفت. من یکبار شنیده بودم که وقتی بچه اولین دونه های آبله مرغان رو در میاره غروب اگر بچه رو حجامت کنید طی دو روز مریضی بالکل خوب میشه. خیلی دوست داشتم این مساله رو امتحان کنم اما شرایط خاصی داشتیم که ممکن بود روز اول بروز دونه های ابله مرغان نتونم ببرمش مطب برای همین با دکتری که خودم پیشش حجامت میرم تلفنی مشورت کردم و ایشون گفت چون بچه در معرض آبله مرغان بوده حتما بیماری رو میگیره ولی اگر الان حجامتش کنی بیماری رو سبک میگیره. من هم دیگه تعلل نکردم و با همون وعده ها که گفتم، بردمش برای حجامت. با منشی دکتر طی رفت و آمد زیاد آشنا شده بودم که سلام و علیک گرمی کردیم و این باعث شد پسرم ترسش مقدار زیادی بریزه چون منشی رو دوست من تلقی کرد. انصافا رفتار منشی، دستیار و خود خانم دکتر با بچه عالی بود. تمام مدت حجامت سرش رو گرم کرده بودن به حرف. بسیار بسیار خوب و با حوصله رفتار کردن. اول ورود یه لیوان مخصوص حجامت که برای بچه ها شکل خاصی داره و کوچولو هست، بهش هدیه دادن و اجازه دادن با لیوانی که به دستگاه مکش وصل بود و ازش صدای هوا می‌آمد بازی کنه. این باعث شد که ترسش کاملا بریزه چون بهش تاکید کردم که این دستگاه به جای پنبه آتیش زده کار میکنه و آتیشی در کار نیست. نشست تو بغل همسرم و همونجا براش حجامت رو انجام دادن. اول لیوان رو براش گذاشتن و بعد خانم دکتر برای تیغ زدن اومد. به دستیارش تاکید کرد یه تیغ ظریف مخصوص بچه ها رو براش آماده کنه. موقعی که می‌خواست تیغ بزنه بهش گفتم خانم دکتر میخواد روی جای حجامتش رو با ناخن بخارونه!به دستیار هم تاکید کردم که بچه متوجه ظرف خونگیری نشه. کل تیغ زدن که خیلی سطحی و ساده بود چند ثانیه طول کشید که تا بچه بیاد بگه اوخ اوخ تموم شد. یعنی حتی بغض هم نکرد. در طی زمان خونگیری هم بچه مشغول حرف زدن با دستیار بود که خیلی قشنگ سرش رو گرم کرده بود و خلاصه اصلا متوجه نشد چی بهش گذشته. در عرض هفت هشت دقیقه همه چی تموم شد و برگشتیم خونه.

یکی دو روز بعد از حجامت یک بار که خیلی دویده بود به صورتش نگاه کردم. همون موقع خانم برادرم که همیشه میگفت این بچه خیلی صورتش سرخ میشه به چهره اش خیره شده بود. در یک لحظه با هم به یک نتیجه رسیدیم: دیگه صورتش مثل قبل سرخ و کبود نشده بود. در مورد آبله مرغان هم بگم که من در مورد تعداد دانه‌هایی که در آورد تفاوت محسوسی با پسر داییش که مریضی رو ازش گرفته بود ندیدم اما روند بیماری و بهبودیش خیلی بهتر بود. یعنی پسرداییش حدودا چهار روز تب داشت که دو روزش بالای چهل درجه بود و بالکل از پا افتاد اما پسر من تقریبا تب نکرد. یعنی فقط یک روز تب حدودا سی و هشت و نیم درجه داشت که در این درجه از تب حتی میشه از تب بر هم استفاده نکرد. حالا با مشورت پزشک میخواهم که برای عید حجامت که 28 خرداد ماه هست هم دوباره یک حجامت سبک برای پسرم انجام بدم. اینکه نتیجه اون در بهبود رشدش چقدر هست رو حداقل هفت هشت ماه بعد میشه بیان کرد که اگه خدا خواست و عمری بود انشالله همینجا خواهم نوشت.

دوستان عزیز به همه شما که فرزندان در سن رشد دارید توصیه میکنم این هدیه آسمانی رو برای فرزندانتون مهیا کنید و برای کمک به رشد بهتر و سلامتی و شادابی بچه هاتون، اونها رو به حجامت ببرید. بخصوص ماه بهار و بخصوصتر روز 28 خرداد رو که روز عید حجامت یا عید حزیران هست برای این کار از دست ندید.

بعدا نوشت: در کامنتهای خصوصی و عمومی و ایمیلهایی که دریافت کرده‌ام بسیاری از عزیزان آدرس مطبی رو که برای حجامت به اونجا میرم خواسته بودند. منزل ما در کرج هست و این آدرس ممکنه به کار بیشتر این عزیزان نیاد. اما برای اینکه کمکی به بخشی از دوستانی که ممکنه دسترسی داشته باشند کرده باشم، آدرس رو اینجا مینویسم: کرج- خیابان دکتر بهشتی- بین سه راه گوهردشت و میدان سپاه- نبش ولیعصر 6-برج جهان نما- طبقه 6- مطب دکتر توکلی. تلفن:32710952-026.

 


برچسب‌ها: حجامت, حجامت بچه ها, بادکش, حجامت و آبله مرغان, عید حزیران سال 91
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:15  توسط گل نرگس  |