درمان طبیعی، گیاهان دارویی، تغذیه سالم، سبک زندگی سالم

سلام می کنم به همه دوستان عزیز این خانه مجازی

سال نو رو به همه دوستان و مهمانان عزیز تبریک عرض میکنم و برای همه سالی سرشار از سلامتی و شادی و توفیقات الهی از درگاه حضرت حق خواستارم.

برای اولین پست طبی وبلاگ در سال جدید مطلب خیلی مهمی مد نظرم بود که هنوز موفق به نگارشش نشده ام اما یکی از دوستان خوب و عزیزم پیغام طولانی و مفصلی درباره اتفاقی که در آستانه سال جدید براشون افتاد در وبلاگ قرار دادند که حیفم اومد مطالب بسیار مهم و قابل تامل ایشون رو به صورت یک پست جداگانه در وبلاگ منعکس نکنم. از همه خواهش میکنم این مطلب رو با دقت بخونند و چند دقیقه ای روی اون فکر کنند و اگر قابل توجه دیدند، اون رو به سایر عزیزانشون منتقل کنند. عین کامنت این دوست خوبمون به شرح زیر هست:

"سلام گل نرگس عزیزیم. نوروز را به شما دوست عزیزم تبریک میگویم. البته امروز سیزدهم است وشاید برای تبریک کمی دیر شده باشد. راستش چند روز قبل از عید ماجرایی برای من و خانواده ام اتفاق افتاد که بد نیست برای شما هم بازگو کنم و چون میدانم شما زحمت میکشید و همه نظرات را میخوانید و منتقل می کنید امیدوارم تجربه من به درد کسی بخورد.
پدر من 8 سال پیش جراحی قلب باز کرده بودند. از سال ها پیش هم سیگار می کشیدند. البته تا 2 سال بعد از عمل سیگار را ترک کردند ولی دوباره شروع کردند. ظاهرا ترک عادت سیگار مانند ترک سایر عادت های بد مشکل و شاید بسیار بسیار مشکل است. و من عاجزانه از تمام جوان های این مملکت می خواهم که هیچگاه نخواهند کار بدی را برای اولین بار امتحان کنند. پدرم سیگار می کشید و استدلالش این بود که مگه من میخوام چقدر عمر کنم؟ اشکال نداره 5 سال کمتر. برای همین به خواهش های ما نیز برای ترک سیگار توجهی نمی کرد. تا اینکه در روز 26 اسفند دچار سکته قلبی بسیار وسیعی شد و همه ما را دچار بهت و ترس کرد. البته من نمی گویم علت این سکته فقط سیگار بود. با اینکه پدرم در جوانی بسیار زیاد ورزش می کردند (که همین مساله کمک بزرگی به او کرد) ولی بعد از آن زمان ما ورزش ازشون ندیدیم. در رژیم غدایی ایشان هم چای پر رنگ، نوشابه، شکر، و انواع چیزهای شیرین شده با شکر وجود داشت. در ضمن گوشت ها و سبزی های فریز شده هم جای خود را داشت و مثل همه از فست فود هم بدشون نمی آد. البته خیلی هم اهل حرص و جوش هستند. ما چند ماه پیش بابام را پیش یک دکتر طب سنتی بردیم و ایشان توصیه به حجامت کرد ولی متاسفانه با اینکه پدرم تقریبا راضی شده بود ولی هم خودش و هم ما این مساله را پشت گوش انداختیم و امروز و فردا کردیم. هم خود بابا و هم ما میدانستیم که احتمال خطر هست ولی فکر نمی کردیم اینقدر زود باشد و انگار با یه مساله کاملا جدی شوخی داشتیم.

خلاصه ما تمام مدت عید در بیمارستان بودیم و بالاخره با وجود خطر زیاد و با دعای دوستان بابا امروز برای استراحت یک ماهه به منزل آمدند. ولی بعد باید برای ادامه معالجه به بیمارستان برگردند. من نمیدانم که حجامت معجزه می کنه یا نه؟ احتمالا رگ های قلب را که باز نمی کنه ولی اگر بابا حجامت کرده بود شاید وضع فرق می کرد. شاید سکته نمی کرد. شاید سکته خفیف تری داشت. حتی اگه احتمال یک درصدی وجود داشته باشه که حجامت از سکته جلوگیری کنه، به نظرم منطقی هست که انجام بشه. یه هزینه خیلی اندک و یه درد خیلی خفیف بهتر از هزینه هنگفت و دردهای وحشتناکه. بعد از این ماجرا بیشتر به این فکر افتادم که به روشی زندگی کنم که به این روز نیفتم. اگه بشه با طب سنتی جلوی این فاجعه را گرفت چرا که نه؟ چون وقتی اتفاق بیفته چاره ای نداری مگر اینکه خودت را دست طب مدرن بسپاری. واقعا هم جون بابا را همین طب مدرن نجات داد ولی امیدوارم هیچوقت کار کسی به اینجا نرسه که ناجیش تیغ تیز و دردناک باشه. در طول 16، 17 روز میدیدم که پزشکا و پرستارا واقعا زحمت می کشن. دستشون هم درد نکنه. ولی اون روزایی که بابا بی حال و بی حرکت رو تخت سی سی یو بود فکر می کردم باهاش مثل یه ماشین برخورد میشه. نه یه آدمی که احساس داره. بخصوص روزهای که لوله تنفسی در نای فرو کرده بودند. با اشاره التماس می کرد و آب می خواست ولی می گفتند چون آب به نای میرود اصلا نباید آب بخورد. و اعتقاد داشتند آب لازم را از طریق سرم دریافت می کند. امیدوارم این اتفاقات برای هیچ کس پیش نیاید. هرخوبی از طرف خدا و هر بدی از جانب خودمونه. نکنه یه روزی برسه ازمون سوال بشه یا بازخواست بشه که چرا درست زندگی نکردی تا مریض نشی؟ امیدوارم خدا کمکم کنه تا حتی شده یه کم روش زندگیم را عوض کنم. حالا به طول عمر کاری ندارم ولی لااقل این مدتی که زنده ایم به درد و رنج نگدره و این پولی که به زحمت به دست می آد صرف بیمارستان نشه. ببخشید که وقت عزیزت را گرفتم. برای شما آرزوی سلامتی و توفیق دارم."

 

ما هم برای پدر محترم این دوست خوبمون آرزوی سلامتی کامل و عاجل از خداوند متعال داریم. انشالله بتونند با تغییر در سبک زندگی و استفاده از راهکارهای سنتی در کنار طب مدرن به لطف خدا هرچه زودتر سلامتی خودشون رو بازیابند.

بنا به اطلاعاتی که دارم، در این مرحله که خون به حالت لخته رسیده و باعث تنگی و انسداد شریانهای حیاتی شده، بهترین راهکار طب سنتی برای ایشون استفاده از زالو درمانی هست که البته حتما باید تحت نظر یک پزشک آشنا با راهکارهای سنتی انجام بشه. اگر شما در زمان زالو درمانی همراهشون باشید خواهید دید که چه حجم بزرگی از خونهای سیاه و آلوده از بدن دفع میشه و البته انشالله بعدش احساس سبکی زیادی خواهند کرد. زالو علاوه بر دفع خون آلوده، بزاقی وارد خون انسان میکنه که تا به حال حدود یکصد نوع ماده موثر دارویی مفید برای انسان در اون شناسایی شده. یکی از اثرات دارویی این بزاق از بین بردن لخته های خون جا خوش کرده در اندامهای بدن از جمله مغز و قلب هست و خودش ماده ضد انعقاد خون هم داره. البته حجامت هم انجام بدند خیلی خوبه و مطمئنم از خونی که از بدن در جریان حجامت دفع خواهد شد متحیر خواهند شد و باور نخواهند کرد این خون در رگشون جاری بوده. البته در حال حاضر که ایشون تحت نظر پزشک و احتمالا در حال مصرف داروهای شیمیایی هستند، حتما هر اقدام سنتی باید با نظر پزشک آشنا به هر دو طب صورت بگیره تا از تداخل دارویی جلوگیری کنه.

حرفهای این دوست خوبمون خیلی زیاد قابل تامل هست. دغدغه همیشگی من در خصوص سلامت و سبک زندگی همین حرفهاست. انشالله خدا توفیق عمل کردن به دانسته هامون و توفیق نگهبانی از نعمت سلامت که به ما داده رو عطا کنه. از ایشون بخاطر این حرفهای خوب و بیان این تجربه که البته تلخ ولی عبرت آموز هست تشکر میکنم. دوستان بهار فصل حجامت هست. از این هدیه آسمانی و سلامتی بخش غافل نباشید و سلامتی خود و فرزندان و عزیزانتون رو با استفاده از این راهکار ساده و کم هزینه تضمین کنید.

توصیه میکنم پست یعدی وبلاگ رو از دست ندید. موضوع خیلی مهمی هست که امیدوارم بتونم حق مطلب رو در نگارش و طرح اون ادا کنم.

فعلا همه رو به خدای مهربان میسپارم.

 

بعدا نوشت: راستی در ایام نوروز فرصتم خیلی محدود بود. یکسری کامنتها رو که نیاز به جواب مفصلتر داشت گذاشته ام انشالله سر فرصت تایید کنم. عذرخواهی میکنم از همه دوستان. انشالله زود بر میگردم.


برچسب‌ها: زالو درمانی, حجامت, پیشگیری از سکنه قلبی و درمان آن
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت 2:24  توسط گل نرگس  | 

سلام به همه دوستان و مهمانان عزیز

بالاخره این امتحانهای کذایی ما تموم شد و فرصتی دست داد تا دوباره از سلامتی و تندرستی در سایه طب پرافتخار سنتی بنویسم.

مطلبی که امروز میخوام بهش بپردازم رو دو هفته هست که دوست داشتم بیام بنویسم و بخاطر فشردگی درسها همش به خودم نهیب زدم که کمی صبر کنم. دقت کردید وقتی آمدم یک کار مهم و در درجه اول اولویت داره، دوست داره همه کاری بکنه جز اون کاری که باید؟ خوب من هم همش دوست داشتم بیام ماجرای مهمی که پیش اومد رو بنویسم ولی کلی خودداری کردم تا امروز.

خوب حالا اصل ماجرا: بارها نوشته ام که حجامت کردن نه فقط برای بزرگترها بلکه برای بچه ها یک نیاز حیاتی برای تامین سلامتی به ساده ترین شیوه ممکن هست. حجامت برای بچه ها به منزله هرس کردن درخت هست که باعث بالندگی بیشتر درخت میشه. قبلا اینجاو اینجا از ماجرای حجامت بردن فرزندم نوشته بودم و گفته بودم که یک هفته بعد از اینکه در معرض آبله مرغان قرار گرفت و مطمئن بودم که مبتلا میشه، با مشورت پزشک متخصص در طب سنتی، برای اینکه آبله مرغان رو ساده تر پشت سر بگذاره پسرم رو برای حجامت بردم. اونجا توضیح داده بودم که حجامت در تعداد دونه های آبله مرغان نسبت به پسرداییش که از او گرفته بود تاثیر چندانی نداشت اما نحوه گذران بیماری بسیار بسیار راحت تر بود به طوری که تقریبا اصلا تب نکرد و در بستر نیفتاد بر عکس پسر داییش که تقریبا چهار روز کامل تب داشت و تو رختواب بود. من نمیخواستم پسرم رو دکتر ببرم چون حال عمومیش خیلی خوب بود اما با تاکید خانم برادرم بردیمش چون ایشون هم میخواست پسرش رو که دیگه تقریبا خوب شده بود به دکتر نشون بده. دکتر همونجا قد و وزن پسرم رو گرفت و در پرونده اش یادداشت کرد. من هم دارویی به پسرم ندادم و خودش خوب شد. بعد از اون دو بار دیگه در بهار پسرم رو حجامت بردم و البته وجود یک پایه خوب و پیگیر یعنی یکی از خانمهای فامیل که به علت کم بودن رشد قد دو پسرش و اینکه شنیده بود سه بار حجامت قد در سه ماه پیاپی باعث بهبود رشد بچه ها میشه مصر بر انجام این حجامت سه گانه بود، در حجامت بردن سه باره پسرم بسیار موثر بود.

بعد از اون از ابتدای فصل پاییز مثل سالهای گذشته منتظر بودم که آثار مریضی و سرماخوردگی در پسرم بروز کنه که شکر خدا دیدم خبری نیست و نسبت به سالهای قبل شکر خدا فصل سرمای بسیاری راحتی رو تا به حال پشت سر گذاشته ایم. گاهی سرماخوردگی بسیار خفیف گرفته در حد آب ریزیش خیلی خفیف از بینی ولی خیلی زود خوب شده بدون هیچ درمانی که من علت اصلی اون رو دو مورد میدونم: شیر و عسل همیشگی که قبلا گفتم و حجامت بهاری که حال عمومیش رو بسیار بهتر از قبل کرده و از اون به بعد تا به حال اصلا تب نکرده. البته فکر میکنم اثر حجامت خیلی بیشتر بوده چون با وجود شیر و عسل خوردن در یکی دو زمستان گذشته، باز پیش آمده بود که مثلا به محض تمام شدن عسل در منزل، مریض بشه و در هر فصل سرما یکی یا دو شب تب کرده باشه اما امسال تا به امروز اصلا تب نداشته حتی با وجود همون آبله مرغان نسبتا شدید.

مدتها بود که میخواستم قد و وزنش رو اندازه بگیرم و نسبت به زمان پیش از حجامت مقایسه کنم و روی دیوار هم علامتگذاری های کرده بودم که دوست داشتم عکس بگیرم بگذارم تو وبلاگ. تا اینکه در روزهای اول امتحانام یک روز یکی از چشمهای پسرم قی کرد. نمیدونم علتش چی بود. فکر میکنم یک عامل ویروسی بود چون بعدش خودم هم ازش گرفتم(بعدا چشم خودم رو با شستشو با محلول آب و عسل و محلول آب و آبلیمو درمان کردم! می خواستم تجربه کسب کنم برای دفعه های بعد). روز قبل از این قی کردن چشم خونه مادرم با یک کاسه آب که مدتها یه جا مونده بود بازی میکرده و چشم و پیشانی و جلو موهاشو مدام داخل اون میگذاشته. نمیدونم شاید همین علت قی کردن چشمش شد. به هر حال همسرم گفت چشم حساسه و بهتره به یه دکتر نشون بدیم. من هم چون تجربه سنتی در اینباره نداشتم چیزی نگفتم. همسرم که از دکتر برگشت بهم گفت که دکتر قد و وزن بچه رو اندازه گرفت و خیلی خیلی تعجب کرد که در این فاصله کم (دقیقا نه ماه) چطور اینهمه رشد کرده. موقع آبله مرغون وزنش ۲۰ کیلو بود که ماشاءلله ۵ کیلو اضافه کرده و ۲۵ کیلو شده. قدش هم مطابق پرونده دکتر ۱۰۴ بوده که ۱۱۲ شده یعنی ۸ سانتی متر رشد داشته. من البته از روی لباسهاش متوجه شده بودم که ماشاءلله یک جهش رشدی داشته چون لباسهایی رو که عید براش خریده بودم قدشون تو پاییز کوتاه شده بود در حالی که قبلا شده بود لباسی رو من دو سال گاهی حتی در لباسهای فری سایزتر! سه سال تنش کرده بودم. یا لباسی رو که عید براش خریده بودم و به طرز وحشتناکی بلند بود که کنار گذاشته بودمش، در پاییز و زمستان امسال میپوشه و حتی داره کوتاه میشه! (اینم بگم که روی منحنی رشد کارت سلامتش قدش در زمان حجامت پایینتر از منحنی منطبق با قد تولدش هست یعنی درست یک خط پایینتره ولی الان مماس بر خط نرمال و یک ذره هم بالاتر از حد نرمالش هست.) خلاصه دکتر حسابی حیرت کرده بود و همسرم هم بهش گفته بود که ما بچه رو حجامت قد برده ایم و این باعث رشد خوبش شده. البته جهش در رشد قد و وزن و تب نکردن و آسان طی شدن بیماریها تنها نتیجه حجامت برای فرزند من نبود بلکه یک مشکل دیگه هم داشت که بعد از حجامت شکر خدا از بین رفته. پسرم گاهی از سردرد گله داشت. و گاهی جلو و بیشتر پشت سرش رو نشون میداد و از سر درد گله میکرد. من در سایت دکتر روازاده در بخش پرسش و پاسخ دیده بودم که این مشکل با حجامت قابل حله. خودم هم با اطلاعات اندکم میدونستم که پسرم طبع و بخصوص سر خیلی گرمی داره و به احتمال زیاد این سردردهاش بدلیل غلبه گرمی هست. بعد از حجامت این سردرد هم از بین رفت و دیگه شکایت از درد پشت سرش نشنیدم. این رو بارها همسر برادرم هم که به وضعیت همه بچه ها خیلی دقیقه به من گفته. به هر حال تا موضوع رشد خوب فرزندم و تعجب دکتر رو از زبان همسرم شنیدم، فکر کردم بیام این ماجرا رو تو وبلاگ بنویسم تا شاید تشویقی بشه برای سایر پدر و مادرها اما بخاطر درسها صبر کردم تا امشب که تصمیم گرفتم ماجرا رو اینجا نقل کنم.

البته اینم بگم که این نتایج مثبت از حجامت فقط در فرزند ما مشاهده نشد. همون خانمی که دوبار پسرم رو به همراه پسرانش به حجامت بردم هم خیلی خیلی از رشد قد فرزندانش راضی هست و به قول خودش لحظه شماری میکنه تا بهار بشه و دوباره بچه ها رو حجامت ببره. همسر برادرم هم البته همونطور که قبلا اینجا گفتم خیلی راضی هست از حجامت پسرش و با یکبار حجامتی که انجام داد، مشکل آلرژی و خس خس و سرفه های خشک شبانه فرزندش حل شد. هنوز هم باور نمیکنه این ماجرا رو و ایشون هم منتظر بهار هست برای حجامت بردن مجدد فرزندش. چون علاوه بر بهبود آلرژی، حجامت اشتهای پسرش رو هم تا ماهها بهبود بخشیده بود. پس بطور کلی نتایجی که من به طور مستقیم از حجامت در بچه ها دیده ام به قرار زیر هست:

۱- بهبود رشد قد و وزن کودک

۲- بهبود اشتهای کودک

۳- رفع سردردهای کودک بخصوص در ناحیه پشت سر و قاعده جمجمه

۴- تقویت سیستم ایمنی کودک

۴- درمان آلرژی در کودک و خس خس ها و سرفه های خشک و مزمن شبانه

نمیدونم شما بییننده عزیز وبلاگ خود یا اطرافیانتون هیچ وقت دچار مشکل کم اشتهایی و کمبود رشد بچه بوده اید یا نه؟یا آیا در اطرافیانتون کسی هست که از مریض شدن مکرر و دائمی فرزندان گله داشته باشه؟ یا کسی از اطرافیانتون هست که فرزندش دچار آلرژی باشه و بعد از چند سال درمان هنوز به نتیجه قطعی نرسیده باشه؟ اگر اینطور هست، به جای همه درمانهای گران قیمت بی نتیجه، یک بار حجامت رو امتحان کنید و نتیجه اون رو ببینید. مطمئن باشید بزرگترین خدمت ممکن را به سلامتی فرزندتان و عزیزانتان کرده اید. از همه عزیزانی که اینجا رو میخونند میخوام که از این درمان آسمانی هراس نداشته باشند و اون رو برای یک بار هم که شده امتحان کنند. امیدوارم که در تمام عمر این درمان آسمانی رو رها نکنید و سلامتی و شادابی ارزان قیمت و ساده ولی پایداری رو برای خود و عزیزانتون تامین کنید.

 

فعلا همه شما خوبان رو به خدای مهربان میسپارم.

 

مطالب مرتبط پیشین:

حجامت برای کودکان: تجربه من از روزی که فرزندم را برای حجامت بردم

حجامت در ماه حزیران

درمان خرخر، خرو پف هنگام خواب و سرفه های خشک کودکان مبتلا به آلرژی با حجامت

تجربه شما: درمان بیش فعالی با حجامت

پیشگیری از سرما خوردگی در کودکان - معجون شیر و عسل طبیعی

زردی نوزادان؛ پیشگیری و درمان


برچسب‌ها: حجامت, حجامت بچه ها, درمان سردردهای کودکان, بهبود اشتهای کودک, بهبود رشد قد و وزن کودک
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1391ساعت 23:50  توسط گل نرگس  | 

سلام به همه دوستان و مهمانان عزیز این خانه مجازی

این مطلب رو به اصرار همسر برادرم که یک پسر هفت ساله داره می نویسم

ایشون چون از مشکل خرخر و تنفس سنگین پسرش هنگام خواب چند سال در عذاب بوده، تاکید کردن که تجربه شون در این مورد رو حتما تو وبلاگ برای استفاده دیگرانی که با این مشکل مواجه هستند بنویسم.

پسر برادرم از نوزادی تا همین چند وقت پیش موقع خواب با سر و صدا نفس میکشید. همیشه با دهن باز میخوابید و دهنش کف میکرد. تو خواب و بعضا بیداری دائم سرفه های خشک داشت. پیش معروفترین پزشکان تهران معاینه شد. همه متفق القول بودن که علت این مساله آلرژی هست. انواع و اقسام داروها رو به مدت طولانی خورد. از جمله داروهایی که زیاد تو این چند سال مصرف کرد اینها بودن: سالبوتامول ، بروم هگزین، دیفن هیدرامن، کتوتیفن و زادیتن. تقریبا همه این داروها عوارض تعریف شده دارد. مثلا عوارض سالبوماتول رو که این برادر زاده ما مدت دو سه سال مصرف کرد، در اینجا ملاحظه کنید.

وقتی سرما می خورد که دیگه اوضاع بسیار بدتر میشد. مادرش میگفت تا صبح نمی خوابم. از بس بد نفس میکشه هر آن می ترسم خدای نکرده نفسش بند بیاد. لوزه هاشم تو سنین حدود دو سه سالگی بزرگ بود. میگفتن علتش همین آلرژی هست و بعضی از دکترا تشخیصشون این بود که باید لوزه شو عمل کنه تا خوب بشه. اما با تاکید یه دکتری که گفته بود تا شش هفت سالگیش صبر کنید، شکر خدا لوزه رو عمل نکرد که با افزایش سن بزرگی لوزه اش کاهش پیدا کرد. اما این ماجرای خرخر و خر و پف بلند موقع خواب و خوابیدن با دهان باز و کف کرده همچنان همراه این بچه بود تا بهار امسال.

فروردین امسال من پسرم رو بردم برای حجامت. خدا رو شکر بسیار بهتر از اون چیزی که فکر میکردم همه چیز اتفاق افتاد. قبلا اینجا مفصل ماجرای حجامت بردن فرزندم رو نوشته ام. همسر برادرم هم با دیدن رضایت من از حجامت فرزندم، پسرش رو تو ایام حزیران برای حجامت برد. هدفش بهبود حال عمومی و کمک به رشد بهتر بود اما با تعجب فراوان دید که بچه درست از شب بعد از حجامت دیگه با دهن بسته و بدون هر سر و صدایی خوابید و مشکلش بالکل حل شد و هنوز هم خدا رو شکر مشکلی نداره. همسر برادرم تاکید دارند که وقتی تو این مدت شبها خونه خواهرهاش که قبلا خوابیدن این بچه رو دیده بودن مانده اند، همه بینهایت تعجب کردن که این بچه بعد از هفت سال داره با دهان بسته و بدون خر و پف و تنفس سنگین میخوابه. ما قبلا شنیده بودیم که حجامت در درمان آلرژی موثره ولی تجربه عینی نداشتیم. این رو هم بگم که در مورد پسر خودم و پسر برادرم نتیجه مشابه حجامت، بهبود فوری و عجیب در اشتها و غذا خوردن بود. پسر برادرم چون خیلی لاغر بود، بعد از حجامت تغییر بسیار ملموسی پیدا کرده و شکر خدا رو تنش  به قول قدیمیا گوشت نشسته و یه کمی بر و بازو پیدا کرده و خلاصه بعد از حجامت آبی زیر پوستش دویده شده بحمدلله.

بله، این هم معجزه دیگری از درمان آسمانی حجامت بود که ما به عینه شاهدش بودیم.

امیدوارم که به اشتراک گذاشتن این تجربه کمکی باشه برای عزیزانی که فرزندشان با مشکل مشابهی مواجه هست و از دوا درمان های طب مدرن به نتیجه ای نرسیده اند.

برای همه آرزوی تندرستی و شادابی و حرکت بر صراط مستقیم دارم.

 

مطالب مشابه:

تجربه شما: درمان طبیعی لوزه متورم در کودکان - جایگزینی برای عمل لوزه

لطفا در نظر سنجی وبلاگ (پایین صفحه سمت چپ) شرکت کنید.


برچسب‌ها: حجامت, درمان خرخر و خروپف کودکان, درمان آلرژی کودکان, درمان سرفه های خشک کودکان, درمان بدغذایی کودکان
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 18:20  توسط گل نرگس  | 

فکر میکنید خون افراد سیگاری چه شکلیه؟ این مطلب رو بخونید جالبه.

دوست عزیزم سیمین که توی یک درمانگاه کار حجامت انجام میدن چند وقت پیش این تجربه رو به عنوان دومین تجربه ای که برای این وبلاگ در خصوص حجامت می فرستن، توی یک کامنت برای من نوشتند. میخواستم خیلی زودتر از این اون رو به صورت یک پست جداگانه بگذارم که همش به تعویق افتاد. حالا عین این کامنت رو تقدیم میکنم به همه دوستان و از سیمین عزیز هم تشکر میکنم. امیدوارم سیگاریها این هشدارها رو جدی بگیرند و هرچه زودتر خود رو از شر این سم مهلک و قاتل تدریجی نجات بدهند.

یه مورد جالب از حجامت. یه بار خانوم مسنی برای درمان پادرد می خواست حجامت کنه. بار اول براش حجامت عام(بین دو کتف) انجام دادم. خونش خیلی غلیظ بود. پرس و جو که کردم گفت چای زیاد و غلیظ می خورم. من هم چند تا توصیه غذایی بهش کردم و گفتم که به نفعشه چای رو ترک کنه تا ماه آینده که برای حجامت پاهاش میاد خونش بهتر باشه. خلاصه ماه بعد شد و اومد برای حجامت ساقین. این طور که می گفت پاهاش از زانو به پایین خیلی درد می کرد. نگاه که کردم دیدم رنگ پاهاش زرد شده و ورم هم داره. هر چی بادکش گذاشتم انگار نه انگار اصلا صورتی هم نشد. بعد از کلی بادکش، تیغ زدم اما دریغ از یه قطره خون!به زور مکش لیوان یه قطره می اومد و اونقدر کش می اومد تا به ته لیوان برسه. انگار که چسب توی خونش بود. اولین بار بود که می دیدم خون اینقدر کش میاد. لیوان رو برداشتم که خالی کنم اما مگه همون یه ذره خون از ته لیوان جدا می شد؟ مثل چسب چسبیده بود! پرسیدم هنوز هم چای غلیظ می خوری؟ دخترش که باهاش اومده بود گفت خانوم چای که چیزی نیست، مادرم سیگار میکشه خلاصه راز این خون عجیب و چسبناک کشف شد. مجبور شدم 6-7 بار لیوان بذارم تا یه ذره خون شاید کمتر از 10 سی سی ازش بگیرم. کلی هم تو این بین بهش غر زدم که پادرد که سهله با این خونی که تو داری تعجب می کنم که چجوری قلبت داره کار می کنه و از این حرف ها بیچاره خودش که از دیدن خونش تعجب کرده بود آخر سری گفت چشم می رم حتما پیش دکتر و سیگار رو ترک می کنم . حالا البته گفت، نمی دونم عمل کرد یا نه؟
نتیجه : این هم یکی دیگه از عوارض سیگار که تا حالا نشنیده بودیم: چسبناک کردن خون!!


برچسب‌ها: حجامت, حجامت برای سیگاری ها, خون افراد سیگاری, غلظت خون, سیگار و غلظت خون
+ نوشته شده در  جمعه سی ام تیر 1391ساعت 12:23  توسط گل نرگس  | 

سلام مجدد به همه عزیزان.

با اینکه قرار بود به این زودی برنگردم، کامنت یکی از بینندگان وبلاگ باعث شد که دوباره یک سر بیام و برم. قبلا از همه خواسته بودم که هر کس تجربه ای از طب سنتی داره به این حرکت بپیونده و به هر نحوی که صلاح میدونه محبت کنه و تجربه خودش رو برای استفاده همگان به اشتراک بگذاره. دوست عزیزمون سیمین کامنتی گذاشتن درباره درمان بیش فعالی با حجامت که عین اون رو اینجا نقل میکنم و پیش از اون از همینجا نهایت سپاس خودم رو هم خدمت ایشون ابلاغ میکنم:

سلام. گفته بودید اگر تجربه ای در مورد طب سنتی داریم بفرستیم. من مدتیه که توی یک درمانگاه کار حجامت انجام می دم و چیزهای عجیبی از خون حجامت افراد مختلف دیدم. جالبترینش مربوط به یک پسر بچه 6-7 ساله بیش فعال بود که توی مطب دکتر روازاده حجامت شد. این بچه اصلا نمی تونست آروم بگیره و حرکاتش هم غیر ارادی بود. یعنی اصلا حواسش به دور و برش نبود که بخواد حرکت ارادی انجام بده. حتی وقتی مادرش اون رو روی تخت نشوند و محکم گرفتش هم مدام سرش رو این ور و اون ور می چرخوند. اولین لیوان حجامت رو که گذاشتند دهان همه از تعجب وا موند. خون توی لیوان می جوشید! سطح خون پر از حباب های کوچکی بود که بالا اومده و می ترکیدند. قبلا شنیده بودم که اگر کسی عصبانی باشه یا کنترل خودش رو از دست داده یاشه میگن خونش به جوش اومده. اما به چشم ندیده بودم. خلاصه گذشت تا اینکه یک بار که خودم داشتم خانمی رو حجامت می کردم دیدم که دور تا دور خون توی لیوان پر از حباب شد. دست که به لیوان زدم دیدم که خیلی هم داغه. ازش پرسیدم شما خیلی پر جنب و جوشید؟ گفت آره. چطور مگه؟ اصلا نمی تونم یه جا آروم بگیرم و مدام باید یه کاری کنم. این دفعه دیگه باور کردم که دفعه قبل خیالاتی نشده بودم! هنوز وسط های حجامت بود که گفت خیلی احساس سبکی می کنم. انگار که گرما داره از سرم کشیده می شه. این جوری شد که رابطه بین بی قراری و پر جنب و جوشی رو با جوشیدن خون کشف کردم.نکته: اگر شما هم این طوری هستید، حجامت رو امتحان کنید. شاید بتونه یک کم رادیاتور بدنتون رو خنک کنه!


برچسب‌ها: حجامت, بیش فعالی, درمان سنتی بیش فعالی, درمان بیش فعالی با حجامت
+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1391ساعت 11:44  توسط گل نرگس  | 

سلام به همه دوستان عزیز و بازدیدکنندگان این خونه مجازی

امروز من و پسرم رفتیم و حجامت حزیران انجام دادیم. تو مطب یکی از آشنایانمون رو که قبلا از من آدرس مطب رو گرفته بود دیدم که دو پسر۱۰ و ۵ ساله اش رو برای بار دوم حجامت آورده بود. انگیزه اصلیش هم کمک به رشد بچه هاش بود چون یک مقدار از نظر قدی از هم سن و سالهاشون کوتاهتر هستن. از اولین حجامتشون خیلی راضی بود و میگفت چون من مدام قد بچه ها رو چک میکنم تو این مدت بعد از حجامت جهش محسوسی تو رشد قد بچه ها دیده ام. میگفت از چند ماه قبل یک دکتر غدد خیلی معروف تو تهران برای شنبه هفته آینده وقت گرفته بودم بچه ها رو ببرم ولی الان دیگه انگیزه ندارم برای رفتن. کلی از جرفاش و اینکه از حجامت راضی بود خوشحال شدم.

دوستان بهترین ماه حجامت ماه حزیران رومی و بهترین روز اون روز هفتم و سپس روز چهاردهم هست. راستش من خیلی پرس و جو کردم تا بتونم روز دقیق آغاز حزیران رو پیدا کنم اما موفق نشدم چون هرکس یه چیزی میگفت. اما به هر حال اینروزا روزهای حزیران هست و روزهای توصیه شده برای حجامت. امیدوارم شما هم این فرصت طلایی رو از دست ندهید و زودتر برای انجام حجامت اقدام کنید.

ببخشید که تند تند آپ نمیکنم. این روزها درگیر یک آزمون و مصاحبه های مربوطه هستم. انشالله بعد از گذر از این روزها سریع برمیگردم با کلی تجربه های جدید. از همه التماس دعا دارم و همگی رو به خدای مهربان می سپارم.

ب.ن: امروز از مطب درباره اینکه دکتر تهران هم مطب میره یا نه پرسیدم و چون جواب مثبت بود شماره مطب تهران رو گرفتم.

دکتر توکلی- موسسه حجامت باغ فیض- یکشنبه و سه شنبه ۲ عصر به بعد

۴۴۴۶۸۳۲۳

۸- ۴۴۴۵۱۳۹۷

این شماره ها هم برای تهرانیهایی که تو ایمیل و کامنتها مکررا شماره تلفن خانم دکتری که ما پیشش حجامت میریم رو میخواستن و من فقط یه شماره تو کرج داشتم.


برچسب‌ها: حجامت, عید حزیران سال 91, حجامت برای رشد قد کودکان
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1391ساعت 15:50  توسط گل نرگس  | 

سلام  دوباره به دوستان عزیز

تصمیم گرفتم تا بحت بچه‌ها تو این وبلاگ داغ هست، از تجربه شخصی خودم در حجامت بردن پسر چهار سال و نیمه‌ام بگم. اتفاقی که اخیرا رخ داد یعنی کمتر از سه هفته پیش.

بهونه این پست سوال یکی از خوانندگان وبلاگ هست و به عشق پسر گلش که درست هم سن پسر من هست و به عشق همه بچه‌های نازنین ایرانی این پست رو مینویسم. در یکی از کامنتها به ایشون توصیه کرده بودم که فرزندش رو برای حجامت ببره و ایشون پرسیدن که چجوری راضیش کنم برای بردن. تصمیم گرفتن تجربه عینی خودم رو اینجا بنویسم.

همونطور که تو پست قبلی نوشتم یکی از حسرتهای من در مورد فرزندم این هست که چرا اینقدر دیر با طب سنتی آشنا شدم و نتونستم از بدو تولد و حتی پیش از اون با تغذیه سالم، با حجامت به موقع و با اصلاح سبک زندگی تنی سالمتر و شادابتر بهش هدیه کنم. البته از قدیم گفتن جلو ضرر رو از هرجا بگیری منفعته و من الان نزدیک به دو ساله که همه سعیم رو برای سلامتی و شادابی بیشترش میکنم. اما در مورد حجامت بردن همیشه با مشکل روبرو بودم. چون دیگه بزرگ شده بود و به راحتی نمیشد راضی به این کارش کرد. با خودم میگفتم کاش همون پنج ماهگی که اولین سن توصیه شده برای حجامت بچه‌هاست، تو اون سنی که هنوز به اصطلاح عقلش نمیرسید و اختیارش دست خودم بود میبردمش حجامت. حالا دیگه بزرگ شده و بردنش سخته. بخصوص که بچه‌ای هست که فضاهای جدید رو به راحتی نمیپذیره. مطمئن بودم که مشکلی با درد و خود عمل حجامت نخواهد داشت اما افراد غریبه و فضای جدید دردسر ساز بود.

اول از همه علت اصلی که باعث شد تصمیم بگیرم ببرمش حجامت رو بگم. مساله مهم اینه که حجامت برای بچه حکم هرس کردن برای درخت رو داره و باعث بهبود سرعت رشد و نمو کودک میشه. من همیشه این رو میدونستم و باور داشتم و دوست داشتم برای فرزندم این کار رو انجام بدم اما نکته ای که حس کردم حجامت برای او واجبه این هست که فرزند من بسیار گرمایی هست. در مقایسه با بچه های دیگه بسیار زیاد عرق میکنه و همیشه موهاش بعد از کمی بازی و ورجه ورجه از عرق خیسه. مساله دیگه ای که در او میدیدم این بود که بعد از دویدن و یا موقع ناراحتی و گریه و عصبانیت صورتش به طور شدید و افراطی سرخ میشد و حتی گاهی کبود میشد. با بقیه اطرافیان هم در میون گذاشتم و وقتی با بقیه بچه ها مقایسش کردیم دیدیم که واقعا میزان سرخ شدن صورتش خیلی زیاده. مثل آدم بزرگهایی که غلظت خون دارن. میدونستم به راحتی به حجامت راضی نمیشه برای همین تو خونه به همراه پسر داییش که عشق اول و آخرشه، بین کتفشون رو بادکش کردیم. بادکش یا به قول فرنگیها cupping در بین دو کتف رو حجامت خشک میگن و در صورتی که حجامت معمولی ممکن نباشه به حجامت خشک توصیه میشه. هیچ دردش نیومد و ترسش ریخت. بهش گفتم حجامت همینه. ولی مساله مهم این بود که چون ابزار بادکش کردن مدرن نداشتیم به روش سنتی بادکش کردیم. در روش سنتی با کمک پنبه آغشته به الکل و آتش زدن اون و قرار دادنش به مدت دو ثانیه در لیوان، خلا مصنوعی در لیوان ایجاد میشه که وقتی بلافاصله روی پوست قرار داده بشه، باعث کشیده شدن موضع به داخل لیوان یا همون بادکش میشه. پسر من یه مقدار از این آتیشش میترسید و میترسید که بسوزه. البته تجربه کرد که مشکلی نداره ولی باز یه کم میترسید. مساله مهم این بود که جای بادکشش خیلی تیره شد. یعنی کبود کامل. در حالی که پسر داییش تقریبا هیچ جایی رو کمرش نموند. برای آدم بزرگها وقتی جای لیوان انداختن خیلی کبود بشه میگن از گرمی زیاد بدن و همینطور از غلظت خون هست و من نگران بودم چون احتمال میدادم فرزندم غلظت خون داشته باشه. مدت چند ماه تبلیغات مفصلی در مورد حجامت بردن تو گوشش خوندم. یعنی کل پاییز و زمستون رو داشتم تو گوشش میخوندم و منتظر بهار بودم. بهش گفتم که حجامت همین لیوان انداختنه ولی خانم دکتر با آتیش این کار رو انجام نمیده بلکه یه دستگاه بدون آتیش داره. فقط با ناخنش روی جای حجامتت میکشه . با ناخن خودم روی محل بادکشش میکشیدم. خلاصه گذشت و وعده های کلان هم بهش دادم. بهش قول دادم که چند تا اسباب بازی که خیلی دوست داشت رو اگر حجامت بکنه براش بخرم. البته اهل چنین رشوه دادنهایی به بچه نیستم اما در این مورد خاص می ارزید (بگذریم که بعدش که تو اسباب بازی فروشی رفتیم با یه اسباب بازی ارزون قیمت که خودش انتخاب کرد راضی شد طفلی!). به هر حال بهار که شد فکر حجامت بردنش بودم که پسرداییش که خیلی باهاش در تماسه آبله مرغان گرفت. من یکبار شنیده بودم که وقتی بچه اولین دونه های آبله مرغان رو در میاره غروب اگر بچه رو حجامت کنید طی دو روز مریضی بالکل خوب میشه. خیلی دوست داشتم این مساله رو امتحان کنم اما شرایط خاصی داشتیم که ممکن بود روز اول بروز دونه های ابله مرغان نتونم ببرمش مطب برای همین با دکتری که خودم پیشش حجامت میرم تلفنی مشورت کردم و ایشون گفت چون بچه در معرض آبله مرغان بوده حتما بیماری رو میگیره ولی اگر الان حجامتش کنی بیماری رو سبک میگیره. من هم دیگه تعلل نکردم و با همون وعده ها که گفتم، بردمش برای حجامت. با منشی دکتر طی رفت و آمد زیاد آشنا شده بودم که سلام و علیک گرمی کردیم و این باعث شد پسرم ترسش مقدار زیادی بریزه چون منشی رو دوست من تلقی کرد. انصافا رفتار منشی، دستیار و خود خانم دکتر با بچه عالی بود. تمام مدت حجامت سرش رو گرم کرده بودن به حرف. بسیار بسیار خوب و با حوصله رفتار کردن. اول ورود یه لیوان مخصوص حجامت که برای بچه ها شکل خاصی داره و کوچولو هست، بهش هدیه دادن و اجازه دادن با لیوانی که به دستگاه مکش وصل بود و ازش صدای هوا می‌آمد بازی کنه. این باعث شد که ترسش کاملا بریزه چون بهش تاکید کردم که این دستگاه به جای پنبه آتیش زده کار میکنه و آتیشی در کار نیست. نشست تو بغل همسرم و همونجا براش حجامت رو انجام دادن. اول لیوان رو براش گذاشتن و بعد خانم دکتر برای تیغ زدن اومد. به دستیارش تاکید کرد یه تیغ ظریف مخصوص بچه ها رو براش آماده کنه. موقعی که می‌خواست تیغ بزنه بهش گفتم خانم دکتر میخواد روی جای حجامتش رو با ناخن بخارونه!به دستیار هم تاکید کردم که بچه متوجه ظرف خونگیری نشه. کل تیغ زدن که خیلی سطحی و ساده بود چند ثانیه طول کشید که تا بچه بیاد بگه اوخ اوخ تموم شد. یعنی حتی بغض هم نکرد. در طی زمان خونگیری هم بچه مشغول حرف زدن با دستیار بود که خیلی قشنگ سرش رو گرم کرده بود و خلاصه اصلا متوجه نشد چی بهش گذشته. در عرض هفت هشت دقیقه همه چی تموم شد و برگشتیم خونه.

یکی دو روز بعد از حجامت یک بار که خیلی دویده بود به صورتش نگاه کردم. همون موقع خانم برادرم که همیشه میگفت این بچه خیلی صورتش سرخ میشه به چهره اش خیره شده بود. در یک لحظه با هم به یک نتیجه رسیدیم: دیگه صورتش مثل قبل سرخ و کبود نشده بود. در مورد آبله مرغان هم بگم که من در مورد تعداد دانه‌هایی که در آورد تفاوت محسوسی با پسر داییش که مریضی رو ازش گرفته بود ندیدم اما روند بیماری و بهبودیش خیلی بهتر بود. یعنی پسرداییش حدودا چهار روز تب داشت که دو روزش بالای چهل درجه بود و بالکل از پا افتاد اما پسر من تقریبا تب نکرد. یعنی فقط یک روز تب حدودا سی و هشت و نیم درجه داشت که در این درجه از تب حتی میشه از تب بر هم استفاده نکرد. حالا با مشورت پزشک میخواهم که برای عید حجامت که 28 خرداد ماه هست هم دوباره یک حجامت سبک برای پسرم انجام بدم. اینکه نتیجه اون در بهبود رشدش چقدر هست رو حداقل هفت هشت ماه بعد میشه بیان کرد که اگه خدا خواست و عمری بود انشالله همینجا خواهم نوشت.

دوستان عزیز به همه شما که فرزندان در سن رشد دارید توصیه میکنم این هدیه آسمانی رو برای فرزندانتون مهیا کنید و برای کمک به رشد بهتر و سلامتی و شادابی بچه هاتون، اونها رو به حجامت ببرید. بخصوص ماه بهار و بخصوصتر روز 28 خرداد رو که روز عید حجامت یا عید حزیران هست برای این کار از دست ندید.

بعدا نوشت: در کامنتهای خصوصی و عمومی و ایمیلهایی که دریافت کرده‌ام بسیاری از عزیزان آدرس مطبی رو که برای حجامت به اونجا میرم خواسته بودند. منزل ما در کرج هست و این آدرس ممکنه به کار بیشتر این عزیزان نیاد. اما برای اینکه کمکی به بخشی از دوستانی که ممکنه دسترسی داشته باشند کرده باشم، آدرس رو اینجا مینویسم: کرج- خیابان دکتر بهشتی- بین سه راه گوهردشت و میدان سپاه- نبش ولیعصر 6-برج جهان نما- طبقه 6- مطب دکتر توکلی. تلفن:32710952-026.

 


برچسب‌ها: حجامت, حجامت بچه ها, بادکش, حجامت و آبله مرغان, عید حزیران سال 91
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:15  توسط گل نرگس  | 

سلام به دوستان و مهمانان این خونه مجازی.

یکی از بازدیدکنندگان عزیز این وبلاگ به نام آقا یا خانم صفری در کامنتی، تجربه خودشون از حجامت رو درج کردن که برای من بسیار جالب، امیدوار کننده و شادی بخش بود و فکر کردم اگر در پستی جداگانه اون رو درج کنم افراد بیشتری اون رو خواهند دید و بیشتر به کار خواهد اومد. پس با اجازه از این دوست بسیار عزیز و ضمن تبریک به ایشون برای انتخاب راه سالم زیستن، کامنت ایشون رو اینجا درج میکنم:

"من قبل از اینکه حجامت کنم خستگی و ضعف همیشگی داشتم طوری که حتی برای انجام کارای عادی روزمره هم به زحمت می افتادم اگه یه کم پیاده روی می کردم دیگه اون روز از پا می افتادم ولی بعد از حجامت این مشکلاتم از بین رفت و الان خیلی پر انرژی هستم و هر سال دارم حجامت می کنم. همچنین هر موقع آزمایش خون داشتم همین که سر سرنگ داخل رگم می شد قندم می افتادم و خیلی حالم بد می شد طوری که همون جا توی آزمایشگاه باید یه جایی دراز می کشیدم و یه چیز شیرین می خوردم تا بتونم از جام بلند شم ولی بعد از حجامت این مشکل بزرگم هم از بین رفت. تو حجامت اول خونم تو لیوان دوم و سوم کاملاً لخته بود ولی بعد از دو سه بار حجامت الان خونم عادی شده و دیگه لخته بیرون نمیاد."

دوستان عزیز بسیار خوشحال خواهم شد اگر شما هم به این حرکت در مسیر سلامتی بپیوندید و اگر تجربه ای در راه اصلاح سبک زندگیتون به سبک سالم داشته اید اون رو اینجا به اشتراک بگذارید تا بقیه هم استفاده کنن. منتظر نظرات مفید و ارزشمندتون هستم

 


برچسب‌ها: حجامت, درمان خستگی و ضعف مزمن, درمان غلظت خون
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 19:33  توسط گل نرگس  | 

تجربه من از حجامت: رفع عرق شدید پا و بوی بد آن.

 سلام به همه دوستان و مهمانان عزیز

مطلبی که امروز می‌خوام بنویسم خودم دو سه روزه که میدونم. یعنی تجربه یکی از نزدیکانم هست که همین چند روزه اتفاق افتاده و برام جالب بود. فکر کردم تا مطلب داغ و تنوریه بیام اینجا برای شما هم بنویسم. شاید به درد تعدادی از عزیزان و خواهران و برادران عزیزم بخوره.

یک آقایی از اقوام ما از غلظت خون شدیدی رنج میبره. یعنی دکترا از خیلی وقت پیش بهش گفته بودن غلظت خون داره و باید دارو مصرف کنه. ما مدام تشویقش میکردیم که برای درمان غلظت خون بره حجامت انجام بده. این بنده خدا نه حجامت رو قبول داشت و نه اینکه راستش ترس اجازه میداد که این کار رو انجام بده. به هر حال اونقدر اطرافیان این بنده خدا رو تشویق و ترغیب کردن که بالاخره تصمیم گرفت چند روز قبل بره حجامت انجام بده و این کار رو انجام داد. ظاهرا خونی که از محل حجامتش بیرون اومده، بسیار تیره و آلوده بوده. نکته‌ای که باعث شد این پست رو بنویسم این مساله بود که بعد از انجام حجامت بطور غیر مترقبه یکی از مشکلات بسیار قدمی که سالهاست این بنده خدا دچارش بوده برطرف میشه. بله، مشکل عرق بسیار شدید پا و بوی بسیار آزار دهنده آن. یعنی این بنده خدا طی سالها کاری نبوده که برای رفع این مشکل انجام نداده باشه. اینطور که شنیدم خانم این بنده خدا طی سالهای زندگی مشترکشون که بیش از بیست سال از اون میگذره هر دوا درمونی هرجا شنیده برای رفع این مشکل انجام داده اما افاقه نکرده. پای این بنده خدا در کفش طوری عرق میکرده که پوستش به اصطلاح پیر میشده. مثل وقتی که زمان طولانی در حمام یا استخر میمونیم. خلاصه از فردای بعد از حجامت این بنده خدا با تعجب فراوان میبینه که عجب! دیگه پاش بو نمیده. یعنی اصلا اون عرق شدید پاش از بین رفته و بوی بد و آزار دهنده اون هم همراهش برطرفش شده. آیا شما که اینجا رو میخونید، خود یا اطرافیانتون هیچ وقت با این مشکل مواجه بوده‌اید؟ بله؟ دوست دارید حجامت رو برای رفع این مشکل امتحان کنید؟ پس فرصت رو از دست ندید چون این روزهای زیبای بهاری بهترین فرصت هست برای انجام حجامت. همین.


برچسب‌ها: حجامت, رفع بوی بد پا, رفع عرق شدید پا, درمان غلظت خون, بر طرف کردن بوی بد پا
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 22:7  توسط گل نرگس  | 

سلام به همه دوستان و مهمانان عزیز

چند وقت قبل یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ سوالی پرسیده بود درباره اینکه از بین حجامت و طب سوزنی  کدامیک برای درمان وسواس بهتر هستند؟

درباره طب سوزنی من اطلاعاتی کلی دارم. خیلیها درباره صحت و وجود داشتن چیزی به اسم طب سوزنی حرف دارند. تا جایی که من اطلاع دارم، طب سوزنی واقعا وجود داره و در کشورهایی مثل چین کسانی هستند که به طور جدی از این روش درمانی برای درمان بیماریها استفاده میکنند. در ایران من تا به حال خیلیها رو دیده ام که در کنار سایر روشهای درمانی نیم نگاهی هم به طب سوزنی داشته اند مثلا برای درمان چاقی افراد زیادی رو دیده ام که به طب سوزنی روی میارند اما تا به حال ندیده ام که کسی از این روش نتیجه جدی و قابل توجه دیده باشه. تاکید میکنم که نمیگم نیست بلکه من تا به حل ندیده ام. طب سوزنی فنی بسیار دقیق هست که با جنبه های ماورایی همراهه و هر کسی نمیتونه ادعا کنه که میتونه با وارد کردن چند سوزن در بدن، افراد رو درمان کنه. نقاطی که محل مناسب برای انجام طب سوزنی در بدن هستند خیلی خاصند و شناخت اونها تبحر خاصی میخواد که در اختیار عموم نیست. به هر حال چون من در این وبلاگ فقط از تجربیاتی که از نزدیک شاهدش بودم مینویسم بیشتر از این چیزی در باب طب سوزنی نمیگم.

در مورد حجامت حرفهای من خیلی زیاد هست که قبل از این گفته ام و بعد از این هم انشاءالله خواهم گفت. قبلا در اینجاو اینجاو اینجا از حجامت گفته ام که توصیه میکنم اونها رو بخونید. اما در مورد حجامت برای افرادی که غلبه سودا دارند و از جمه وسواسیها، من بطور جدی حجامت رو به اونها توصیه میکنم. قبلا هم گفته ام که کسانی که دچار سودا هستند، موقع حجامت خونی که از بدن اونها بیرون میاد به حالت لخته هست. ممکنه در همون بار اول لیوان انداختن خون لخته بیرون بیاد و ممکنه خون لیوانهای دوم یا سوم لخته باشه. این صحنه خیلی عجیبه. یعنی شما میبینید که یک دقیقه از یک محل داره خون معمولی میاد بیرون و چند ثانیه بعد از همونجا خون لخته بیرون میاد. من این رو بارها در مورد افراد مختلف به چشم دیده ام. این در واقع همون سوداست که داره با خون شما دفع میشه و بیرون میاد. حجامت کردن سودا و غلظت خون رو کاهش میده. البته نه اینکه به طور افراطی حجامت کنید، نه. حجامت در بهار برای افراد پر خون و دومی و صفراییها میتونه هر یک ماه یک بار باشه و  در کل حجامت بیشتر فصلی هست، یعنی یک یار در هر فصل یا دو بار در سال در بهار و پاییز یا حداقل یک بار در سال در بهار. حجامت هم باعث درمان بیماریهاست و هم پیشگیری کننده از بیماریها بخصوص حملات قلبی و سکته مغزی و بیماریهای قلبی عروقی و.... . یه حدیثی از پیامبر دیدم که فرموده: سم از هر جا وارد بدن شود از محل حجامت بیرون می آید و از محل حجامت جز سم بیرون نمی آید. پس دوستان بشتابید برای سم زدایی از بدنتون.

منتظر نظراتتون درباره حجامت و شنیدن تجربیاتتون هستم.

اگر اولین باریه که اینجا میاید امیدوارم بازم تشریف بیارید تا در مسیر سلامتی با هم همقدم باشیم.

سالم و پیروز باشید.

 


برچسب‌ها: حجامت, سودا, سودا زدایی, طب سوزنی, سم زدایی از بدن
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 15:40  توسط گل نرگس  | 

سلام به میهمانان عزیزی که گذرشون به این خونه مجازی می افته.

دوستان میدونید که سردرد علتهای مختلفی داره که باید قبل از اقدام برای درمان حتما این علتها مشخص بشه اما نوعی از سردرد مزمن هست که به اون میگرن گفته میشه. آیا شما کسی رو می شناسید که دائما به بهانه های مختلف دچار سردرد بشه؟ مثلا با موندن زیر آفتاب سردرد بگیره؟ یا تا غذایی بهش نمیسازه دچار سردرد بشه؟ یا تا خوابش کم بشه سرش درد بگیره؟ یا مثلا روزهایی که کارش خیلی زیاده عصرش سرش درد بگیره؟ اینجور سردردها که اغلب تحت عنوان میگرن از اون یاد میشه، معمولا همیشه با این افراد هست و درمان قطعی نداره.  پزشک معمولا پرهیزهایی به این افراد میده که مثلا تو آفتاب نمونن یا در نور شدید از عینک آفتابی استفاده کنند و ... . ولی هیچ کدوم از اینها درمان قطعی نیست. اما یک راه حل ساده برای این مشکل وجود داره که به نظر من به امتحانش می ارزه.

من کسی رو میشناسم که مشکل این نوع سردردش  با انجام حجامت خوب شد. من خودم این دوستمون رو به حجامت تشویق کردم و خودم برای انجام حجامت به مطب دکتر بردم. البته مشکل سردرش رو نمیدونستم. بیشتر بخاطر سم زدایی بدن و پیشگیری از بیماریها تشویقش کردم. چند روز بعد از انجام حجامت این عزیز رو دیدم. میگفت تو روزهای خاصی از هفته که کلاس دانشگاهش صبح تا غروب طول میکشده و یا روزهایی که تو خیابون مدت زیادی زیر آفتاب میمونده یا شرایط شبیه این، سرش درد میگرفته ولی با انجام حجامت بطور حیرت انگیزی این مشکلش از بین رفته. یکی دو هفته هم گذشت و بعد با اطمینان خاطر به من گفت که یقین دارم علت رفع مشکل سردردم انجام حجامت بوده. میگفت هفته اول فکر کرده شاید اتفاقی بوده یا در اثر تلقین اینطوری فکر کرده، ولی بعد از دو سه هفته و قرار گرفتن در شرایط مختلفی که قبلا توش سردرد میگرفته، مطمئن شده که این رفع شدن مشکل سردرد قطعا اثر انجام حجامت هست. این دوستمون حتما هر چند ماه یک بار حجامت رو انجام میده و ازون به بعد شکر خدا اون سردردهای شدیدی که بهش مبتلا بود رو تجربه نکرده.

دوستان چیزی که اینجا نوشتم تجربه ای بود که خودم مستقیما شاهدش بودم و البته رفع سردردهای میگرنی یکی از اثرات ثابت شده حجامت هست.

من شنیده ام که سردردهای خیلی شدید و میگرن های مزمن و ارثی با انجام حجامت، فصد و انداختن زالو پشت گوش* در فاصله زمانی چهل روز(حجامت، چهل روز بعد فصد، چهل روز بعد زالودرمانی) برای همیشه درمان میشه و دورادور کسانی رو هم میشناسم که به این روش برای درمان میگرن اقدام کرده و جواب گرفته اند اما از نزدیک ندیده ام. برای انجام این روشها حتما باید به پزشکانی که دوره طب سنتی را به طور تخصصی گذرانده اند مراجعه کرد. پزشکانی که حجامت انجام میدهند همه عضو انجمن تحقیقات حجامت ایران هستند و روی تابلو مطب و یا کارت ویزیت آنها این مطلب درج شده.

انشالله موفق باشید و سلامت و بر صراط مستقیم

*انشالله در آینده درباره فصد و زالو درمانی خواهم نوشت.


برچسب‌ها: درمان میگرن, درمان سردرد, حجامت, طب سنتی, درمان سنتی
+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 0:6  توسط گل نرگس  | 

سلام به هر عزیزی که زمانی این صفحه رو میخونه

دوستان آیا در میان اطرافیانتون کسی رو میشناسید که مبتلا به فشار خون باشه؟ فشار خون بیماری خطرناکیه و متاسفانه به خاطر سبک غلط زندگی، روز به روز داره شیوعش بیشتر میشه و بیماری که مخصوص سنین بالا بود داره به سنین پایینتر هم سرایت میکنه. این بیماری خطرناک میتونه موجب مختل شدن عملکرد دستگاه های حیاتی بدن مثل کلیه بشه، نابینایی و هزار جور مشکل دیگه ایجاد کنه و نهایتا منجر به مرگ بشه. احتمالا تا حالا شنیدید که کسی با فشار خون بالا به بیمارستان برده میشه و همونجا متاسفانه از دنیا میره. بیماری که فشار خون داره باید تا آخر عمر قرص و انواع داروی فشار خون بخوره و پرهیزهای سنگینی هم بهش میدن و مثلا گفته میشه که تا آخر عمر باید از نمک پرهیز کنه. ولی یک راه ساده و ارزان برای درمان فشار خون وجود داره که چون با چشم خودم اون رو دیده و تجربه اش کردم براتون مینویسم و امیدوارم کسانی باشن که به این روش اعتماد کنن و اون رو یک بار هم که شده تجربه کنن.

اما تجربه من: من عموی پیری دارم که چند سالیه کم و بیش فشار خون داره. پارسال مشکل فشار خونش تشدید شد. یک بار که داشتم فشار خونش رو میگرفتم، درجه فشار رو تا بیست بالا بردم و وقتی رها کردم دیدم نبضش رو همون بیست داره با شدت میزنه (کسانی که کار با دستگاه فشار خون رو بلد هستن میدونن من چی میگم). نمیدونم اصل فشارش رو چند بود. یعنی جرات نکردم دوباره دستگاه رو باد کنم و فشارش رو بالاتر ببرم ببینم فشارش چنده ولی فکر میکنم حداقل 22 یا 21 بود. به خود عمو چیزی نگفتم اما به پدرم گفتم که حال عمو اصلا روبراه نیست و باید فکری به حالش کرد. البته حال و روز ظاهریش هم خیلی بد بود و معلوم بود به زور خودش رو جابجا میکنه ولی چون آدم توداریه چیزی نمیگفت. اتفاقا همون روزا یکی از دوستان نزدیکش که حداقل هفت هشت سالی از عموم کوچکتر بود بخاطر همین فشار بالای بیست کارش به بیمارستان کشیده بود و فوت کرده بود بنده خدا.

من چون شنیده بودم که حجامت اثر زیادی در درمان فشار خون داره به عموم اصرار کردم که باید بره و حجامت کنه. (مطمئن بودم اگر به فرض محال براش فایده نداشته باشه قطعا بی خطره و اثر سوءی هم نداره چون حرف و توصیه بزرگان دینه). قبول نمیکرد اما اونقدر گفتم و گفتم تا بالاخره راضی شد. البته عموم به گفته خودش سالها قبل این کار رو انجام داده بود (و به نظر من همین امر بود که بدنش علی رغم سن بالا و فشار خون بالا  تونسته بود مقاومت کنه چون حتی یک بار حجامت در زندگی هم خیلی خیلی رو سلامت اثر داره و عمر رو طولانی میکنه). خلاصه عموم رفت حجامت انجام داد و من شبش بهش زنگ زدم. عموم زیاد اهل حرف زدن یا تعریف ماجراها نیست ولی ماجرای حجامت رو مفصل برای من تعریف کرد و همش میگفت سبک شدم، انگار باری از دوشم برداشتن. میگفت دکتر ازش پرسیده چرا تا حالا نیومدی برای حجامت و عمو گفته آخه چند سال پیش که حجامت انجام دادم دکتره گفت خونت خوبه و لازم نیست دیگه بیای. خلاصه دکتر حجامت رو انجام میده و خون اول رو به عموم نشون میده (این کار یعنی دیدن خون اول مستحبه و باعث زیاد شدن نور چشم میشه). عموم میگفت روی این خون یک لایه کاملا سیاه رنگ مثل نفتی که روی آب می ایسته ایستاده بود. (خدا شاهده عین عین این تشبیه و توصیف رو از یک فرد دیگه ای که اون هم به اصرار خودم رفته بود حجامت شنیده ام.) فرداش به دیدن عموم رفتم و دیدم مثل یک شاخه ای که راستش کنی هیکلش از اون خمودگی  که انگار همش میخواست بیفته، راست شده. فشارش رو گرفتم و با تعجب هرچه تمامتر دیدم شده 16.5 که یک رکورد برای سالهای اخیر عمو محسوب میشد. دکتر زمان حجامت بعدی رو براش حدود یک ماه دیگه نوشته بود که بعد از حجامت دوم فشارش به 15.5 رسید و حال عمو به لطف خدا و معجزه درمان آسمانی حجامت بهبود بسیار چشمگیری پیدا کرد. البته این فشار رو من با تجویز یک راهکار دیگه مبتنی بر طب سنتی کمتر کردم و به رکورد 13.5 رسوندم که حقیقتا تو سن و سال عمو کم کردن بیش از هفت هشت درجه از فشار خون تو یک مدت خیلی کم  بسیار عجیبه (تو پست بعدی این راهکار تکمیلی رو انشالله مینویسم). هنوز عموم هرچند وقت یک بار حجامت رو انجام میده و به لطف خدا حالش خوبه. هروقت فشارش رو میگیرم و میبینم بالای 16 رفته بهش میگم حجامتت دیر شده. سریع اقدام کن عمو جان!

قصد من از تعریف این ماجرا تشویق و تحریک هر کسی هست که ممکنه اینجا رو بخونه به انجام حجامت. اگر شما هم جزو کسانی هستید که از اطرافیانتون (پدر یا مادر یا هر عزیز دیگه ای)، افراد با فشار خون بالا دارید تشویقشون کنید که این توصیه پیامبر خدا یعنی حجامت رو یک بار هم که شده انجام بدن و نتیجه ش رو ببینن. امیدوارم اعتماد مردم به طب سنتی هر روز بیشتر بشه و بخصوص حجامت وارد زندگی مردم بشه. من اعتقاد راسخ دارم که اگر ایرانیان دو بار حجامت در سال رو جزو برنامه های زندگیشون قرار بدن کلا کار و کاسبی جراحان قلب و عروق در کشور تخته میشه

نکته آخر اینکه: حتما در جای مطمئن و پیش پزشکان با تجربه که از ابزار استریل و یک بار مصرف برای حجامت استفاده میکنن حجامت رو انجام بدید.

انشاءالله سلامت باشید و بر صراط مستقیم


برچسب‌ها: فشار خون, حجامت, درمان فشار خون, درمان سنتی, طب سنتی
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 7:58  توسط گل نرگس  | 

برای اولین پست جدی این وبلاگ موضوعات خیلی زیادی مد نظرم بود و بالاخره با کلی بالا پایین کردن تصمیم گرفتم حجامت رو به عنوان اولین پست این وبلاگ انتخاب کنم.

اول از این که کمی  مفصل مینویسم عذر میخوام. ولی اینو میدونم که اینجا دفترچه خاطرات یا وبلاگ ادبی یا سیاسی یا هنری و ...نیست و وقتی کسی با سرچ کردن به یه وبلاگ اطلاعات عمومی میاد حتما توضیحات کامل میخواد تا تکلیف خودش رو بدونه.

در مورد تعریف حجامت و انواع و شرایط اون و ... در فضای مجازی زیاد نوشته شده و من ضرورتی نمیبینم که تکرار مکررات کنم. بهترین مطلبی که من در این مورد دیدم رو در لینک زیر میتونید ببینید. فکر میکنم با خوندن مطالب این لینک که به نظرم بسیار کامل و جامع هست دیگه نیازی به هیچ جستجویی ندارید.

 http://www.ghadeer.org/index.html

اما اینجا من میخوام از تجربه شخصی خودم از حجامت بگم. اول به قول این نویسندگان حرفه ای باید به تاریخچه حجامت در زندگی خودم اشاره کنم!

ادامه مطلب رو حتما بخونید که اصل حرفا اونجاست


برچسب‌ها: حجامت, درمان جوش صورت, درمان کورک, درمان سنتی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 7:18  توسط گل نرگس  |